دلنوشتهای به سیدالشهدای انقلاب اسلامی
صومعهسرا (پانا) _دلنوشتهای به سیدالشهدای انقلاب، رهبر عزیزمان که شهادت برازنده قامتشان بود.
سلام آقا جانم، سلام آقای شهیدم!
خواستم بگویم آقا جانم! شهادتتان مبارک،چقدر واژه شهادت با قامتتان میآید.آقاجان در این چند روز چقدر دلتنگتان شدهایم.
چقدر دل های ما تنگ شده برای لبخندهای قشنگتان وقت خواندن شعرهای طنز در جمع شاعران بیت،چقدر دلتنگ شدیم برای راه رفتن بدون عصا هنگام یاوه گویی های دشمن،حتی دلمان تنگ شده برای گره ابروهای شما و نگاه پر از حرفتان هنگام صحبت کردن درباره دشمن،برای آن بوسه های پدرانه بر گونه یتیم های شهدا،آقا دلمان برای جمع کردن بساط یک فتنه با دو جمله شما تنگ شده است.
آقا جان! هنوز هم وقتی دل ما از زمانه میگیرد کلیپ شما را نگاه می کنیم که میفرمایید:«آرام باشید اینها که شما میبینید حوادث طبیعی یک مسیر دشوار است»
بین خودمان بماند حتی وقت شنیدن خبر شهادتتان هم همین کلیپ ما را آرام کرد.
آقاجان! هنوز هم شهادتتان باورمان نشده و نمیشود.
هنوز هم منتظریم سال جدید را با پیام نوروزی شما آغاز کنیم،راستی امسال رو قرار بود چه نامی برای سال انتخاب کنید؟
بگذریم آقا از دلتنگی هایمان که بگوییم تمامی ندارد،آقاجان سلام ما را به حاج قاسم برسانید و به ایشان بگویید کجا بودید که داعشی صفت ها فرزندانمان را زنده زنده در مساجد سوزاندند.
آقا جان! به سردار حاجی زاده بگویید دل ما تنگ آرامش صحبت های او شده،مخصوصا آن لبخند ماندگار بعد شلیک موشک
رهبر شهیدم دل ما عجیب تنگ شده برای همه شما بهشتی ها،اما امروز آرام نمینشینیم که امروز آرام بودن یعنی انگار در کوفه علی (ع) را تنها بگذاریم.
تمام دلتنگی هایمان را در مشت هایمان محکم فشار داده ایم و شبها در میادین شهرها بر سر دشمنان می کوبیم
آقا جان! نگران ما نباشید خون شما شهدا، خون هایمان را به جوش آورده و دست در دستان هم در مساجد به صف نماز جماعت می ایستیم و هر شب سنگر شهرها را حفظ میکنیم.
رهبر عزیزم! برای ما دعا کنید که در رکاب امام عصرمان باقی بمانیم و آرام نگیریم و همانند یاران امام حسین علیه السلام در روز عاشورا تا نفس آخر پای انقلاب بمانیم.
ارسال دیدگاه