مولانا؛ فردی که مرزهای عرفان را جابهجا کرد
خواف (پانا)_هشتم مهرماه فرصتی است تا جلالالدین محمد بلخی را نه فقط به عنوان یک شاعر، بلکه به عنوان فیلسوفی بشناسیم که زبانِ عشق را به زبانِ مشترکِ جهان تبدیل کرد.
جلالالدین محمد بلخی که در کودکی همراه با خانواده از بلخ مهاجرت کرد، در قونیه به شهرت رسید؛ اما نقطه عطف زندگی او، دیدار با شمس تبریزی بود که او را از یک واعظِ رسمی به یک عارفِ پرشور تبدیل کرد. این دیدار، جرقه خلق آثاری شد که قرنهاست مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را درنوردیده است. برخلاف بسیاری از متونِ فلسفیِ پیچیده، مولانا توانست مفاهیمِ سنگینِ عرفانی را در قالب حکایتهای شنیدنی بیان کند.
شاهکارِ او، «مثنوی معنوی»، دانشنامهای از حکمت و اخلاق است که با ابیاتِ مشهورِ «بشنو این نی چون شکایت میکند / از جداییها حکایت میکند» آغاز میشود. او در این اثر، پیچیدهترین مفاهیمِ هستیشناسانه را چنان ساده بیان میکند که هر مخاطبی با هر سطح از دانش، میتواند با آن ارتباط بگیرد. در کنارِ آن، «دیوان شمس» نیز تجلیِ شورِ هیجانی از عشقِ الهی است که مرزهایِ «من» و «او» را در عرفانِ اسلامی به چالش میکشد.
امروز جهان، مولانا را بیش از هر زمان دیگری میشناسد. ترجمههای بیشمار از آثار او در غرب نشان میدهد که پیامِ وحدت، صلح و عشقِ فراتر از تعصب، دقیقاً همان گمشدهی دنیای مدرن است. شناختِ مولانا، در واقع شناختِ عمقِ فرهنگ و اندیشهی ایرانی است؛ میراثی که میکوشد انسان را در هیاهویِ زندگیِ ماشینی، به اصلِ خویش بازگرداند.
ارسال دیدگاه