در سوگِ خورشیدِ خراسان

مشهد(پانا)-خراسان، امروز دیگر آن خراسانِ دیروز نیست.آسمانِ شهرِ توس، ابری‌تر از آن است که خورشیدِ بی‌غروبش را در میانِ خاکِ غربت، پنهان ببیند.

کد مطلب: ۱۶۹۷۱۷۵
لینک کوتاه کپی شد
در سوگِ خورشیدِ خراسان

در و دیوارِ شهر، بغض کرده‌اند؛ گویی هر آجرِ حرم، حکایتی از آخرین لحظاتِ عطش و غربتِ تو را در سینه دارد.یا غریب الغربا،شهادتِ تو، فقط رفتنِ یک امام نبود؛ پایانِ امیدِ دل‌هایِ شکسته‌ای بود که به مهربانیِ بی‌پایانِ تو دل‌خوش کرده بودند.

امروز، تمامِ کبوترهایِ حرم، بال در بالِ هم، سوگوارِ دلی هستند که در حجره‌ی دربسته، برایِ شیعیانش تپید و در راهِ حق، طعمِ زهرِ کینه را چشید.چقدر سخت است تصورِ صحن‌هایی که دیگر صدایِ گام‌هایِ آرامِ تو را نخواهند شنید.چقدر سخت است روایتِ مردی که خورشید بود، اما در غربت، خاموش شد.

امروز، نه‌تنها مشهد، که تمامِ عالم، پیراهنِ عزا بر تن دارد؛و من، اینجا، دور از آن حریمِ بهشتی، دست بر سینه می‌گذارم و با چشمانی که گره به راهِ تو دارند، زمزمه می‌کنم:

«السلام علیک یا علی بن موسی الرضا، ای غربت‌نشینِ حقیقت، ای آخرین مأوایِ خستگان؛ ما را در این روزِ سنگین، به نگاهی، به دعایی، به شفاعتی دریاب…»

 

 

 

خبرنگار : یمنا شیرمحمدی ، آنیسا محسنی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار