گزارش یک رسانه آمریکایی از جهش موشکی ایران؛
خیبرشکن چگونه معادلات پدافندی آمریکا را به چالش کشید؟
تهران (پانا) - یک گزارش تحلیلی منتشرشده در رسانه آمریکایی «یو.اس.ای تودی» از تحول قابل توجه در توان موشکی ایران و افزایش آسیبپذیری پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه خبر میدهد؛ تحولی که به روایت این رسانه، موشک بالستیک «خیبرشکن» را به یکی از مهمترین مؤلفههای تغییر محاسبات نظامی واشنگتن در منطقه تبدیل کرده است.
بر اساس این گزارش، ایران در جریان درگیریهای نظامی اخیر با آمریکا و رژیم صهیونیستی، به شکل گستردهای از موشکهای بالستیک خود علیه اهداف نظامی آمریکا در منطقه استفاده کرده و برخی مقامهای سابق نظامی و اطلاعاتی آمریکا معتقدند نسل جدید این موشکها توانستهاند در مواردی از لایههای دفاع موشکی عبور کنند و خسارات قابل توجهی به تأسیسات نظامی آمریکا وارد کنند.
در مرکز این ارزیابی، موشک «خیبرشکن» قرار دارد؛ سامانهای با سوخت جامد و پرتابگر متحرک که به گفته تحلیلگران مورد استناد USA TODAY، از قابلیت هدایت و مانور در مرحله نهایی پرواز برخوردار است.
اهمیت این ویژگی زمانی آشکار میشود که بدانیم بخش مهمی از معماری دفاع موشکی، بر پیشبینی مسیر پرواز موشک مهاجم و محاسبه نقطه رهگیری آن استوار است. بر اساس ارزیابی کارشناسانی که با این رسانه آمریکایی گفتوگو کردهاند، تغییر مسیر موشک در مرحله نهایی میتواند فرآیند رهگیری را پیچیدهتر کند.
جاناتان هکت، افسر سابق تفنگداران دریایی و مقام پیشین حوزه اطلاعاتی آمریکا، در این باره با اشاره به تغییر رفتار موشکی ایران گفته است سامانههای دفاعی آمریکا بر مبنای تصور واشنگتن از نحوه عملکرد ایران طراحی شده بودند، اما اکنون ایران در حال انجام اقداماتی متفاوت است؛ مسئلهای که به اعتقاد او میتواند واشنگتن را ناچار به بازنگری در معماری دفاع موشکی خود کند.
این ارزیابی تنها به یک ویژگی فنی محدود نمیشود. آنچه در گزارش USA TODAY بیش از هر چیز برجسته شده، ترکیب قابلیت مانور موشکی، تحرک پرتابگرها، حملات همزمان موشکی و پهپادی و فشار بر ذخایر رهگیرهای آمریکا است؛ ترکیبی که میتواند معادله هزینه و فایده حضور نظامی آمریکا در منطقه را تغییر دهد.
پایگاههای آمریکا؛ از «سکوی قدرت» تا «نقطه آسیبپذیر»
گزارش این رسانه آمریکایی به آسیبهای واردشده به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه پرداخته و به نقل از یک تحلیل مستقل از تصاویر ماهوارهای، از آسیبدیدگی یا انهدام دستکم ۲۲۸ ساختمان و قطعه تجهیزات در ۱۵ سایت نظامی آمریکا در خاورمیانه خبر داده است.
در این میان، پایگاه فعالیت پشتیبانی دریایی آمریکا در بحرین از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ پایگاهی که محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و یکی از مهمترین مراکز پشتیبانی عملیاتی، لجستیکی و تدارکاتی واشنگتن در منطقه محسوب میشود.
اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس صرفاً تأسیسات نظامی منفرد نیستند؛ بلکه بخشی از شبکهای بههمپیوسته برای فرماندهی، پشتیبانی، عملیات هوایی، دریایی و دفاع موشکی آمریکا در غرب آسیا به شمار میروند.
به همین دلیل، حتی وارد آمدن خسارت محدود به یک پایگاه نیز لزوماً یک مسئله صرفاً تاکتیکی نیست و میتواند بر الگوی استقرار نیرو، مسیرهای لجستیکی، میزان تحرک نیروها و هزینه حفاظت از زیرساختهای نظامی آمریکا تأثیر بگذارد.
ایالات متحده احتمالاً دسترسی خود به ۱۵ پایگاه در منطقه خلیج فارس را برای همیشه از دست داده است
یکی از صریحترین بخشهای گزارش به اظهارات ژنرال بازنشسته چهارستاره آمریکایی، بری مککفری، اختصاص دارد.
مککفری در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شده است که ایالات متحده احتمالاً دسترسی خود به ۱۵ پایگاه در منطقه خلیج فارس را برای همیشه از دست داده است؛ ادعایی که در فضای سیاسی و نظامی آمریکا بحثهایی درباره میزان آسیبپذیری زیرساختهای نظامی این کشور در منطقه ایجاد کرده است.
او در گفتوگو با USA TODAY نیز با اشاره به قابلیتهای موشکی ایران، بهویژه خیبرشکن، تأکید کرده است که پایگاههای آمریکا در شرایط فعلی نمیتوانند بهطور کامل در برابر چنین تهدیدی مصون باقی بمانند.
اهمیت اظهارات مککفری صرفاً به موضع یک منتقد سیاستهای دولت آمریکا محدود نیست؛ بلکه مسئله اصلی، پرسشی است که پشت این اظهارات قرار دارد:
آیا شبکه گسترده پایگاههای آمریکا در خلیج فارس که برای دههها یکی از پایههای قدرت نظامی واشنگتن در منطقه بوده، در برابر نسل جدید تسلیحات ایران همچنان همان کارکرد سابق را دارد؟
خیبرشکن؛ محصول یک تغییر تدریجی
ایران نخستین بار در سال ۲۰۲۲ از موشک خیبرشکن رونمایی کرد؛ موشکی بالستیک با سوخت جامد که بر روی پرتابگر متحرک قرار میگیرد.
بر اساس اطلاعات مطرحشده در گزارش USA TODAY، قابلیت هدایت و مانور این موشک در مرحله نهایی، مهمترین ویژگیای است که توجه تحلیلگران آمریکایی را به خود جلب کرده است.
جیم لمسون، تحلیلگر پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، مدعی شده است که سامانه هدایت خیبرشکن امکان اصلاح مسیر پرواز و انجام مانور سریع را فراهم میکند و همین ویژگی میتواند رهگیری آن را برای سامانههای دفاع موشکی دشوارتر کند.
او همچنین معتقد است ایران از سال ۲۰۲۴ به بعد بهصورت تدریجی قابلیتهای این موشک را ارتقا داده است؛ از جمله در حوزه هدایت ماهوارهای، تغییر الگوهای پرتاب، مقاومت در برابر جنگ الکترونیک و هماهنگی میان حملات موشکی و پهپادی.
در این روایت، مسئله اصلی صرفاً «برد» موشک نیست؛ بلکه ترکیب دقت، تحرک، مانورپذیری و امکان اجرای حملات اشباعی است که میتواند برای سامانههای دفاعی چالش ایجاد کند.
یک آزمایش واقعی در اردن
یکی از مهمترین موارد مطرحشده در گزارش، حمله ۱۷ ژوئیه به پایگاه هوایی «موفق السلتی» در اردن است.
بر اساس گزارش USA TODAY، این حمله با استفاده از موشکهای بالستیک و پهپادهای ایرانی انجام شد و سه نیروی نظامی آمریکایی در جریان آن جان باختند.
تصاویر ماهوارهای تجاری منتشرشده پس از این حمله نیز، بنا بر گزارش این رسانه، چندین نقطه اصابت و خسارت به آشیانههای هواپیما، تأسیسات پهپادی و بخشهایی از محل استقرار نیروهای نظامی را نشان داده است.
جاناتان هکت این حمله را یک «آزمایش رزمی واقعی» برای خیبرشکن در برابر پایگاههای آمریکا توصیف کرده است؛ هرچند خود گزارش تأکید میکند که به دلیل محدودیت اطلاعات علنی و نبود شفافیت کامل از سوی پنتاگون، نمیتوان با قطعیت مشخص کرد چه نوع موشکی در هر یک از حملات استفاده شده است.
این نکته از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ چرا که مسئله اصلی نه صرفاً ادعای استفاده از یک موشک خاص، بلکه اثبات توانایی ایران برای وارد کردن خسارت به شبکهای از تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه است.
در سوی دیگر، مقامهای ارشد دولت آمریکا همچنان بر موفقیت عملیات نظامی و عملکرد پدافندهای این کشور تأکید کردهاند.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، پیشتر مدعی شده بود که عملیات نظامی واشنگتن توانمندیهای موشکی ایران را بهشدت تضعیف کرده است. با این حال، او در جلسه استماع کنگره اذعان کرده بود که واشنگتن انتظار نداشته ایران توانایی شلیک موشک را بهطور کامل متوقف کند.
پنتاگون نیز در واکنش به پرسشهای USA TODAY اعلام کرده است که نیروهای آمریکایی همچنان عملیاتی هستند و واشنگتن توانایی لازم برای انجام عملیات نظامی و دفاع از نیروهای خود را حفظ کرده است.
بنابراین، تصویر ارائهشده از سوی دو طرف کاملاً متفاوت است؛ واشنگتن از حفظ توان عملیاتی سخن میگوید و منتقدان نظامی آمریکا از تغییر محاسبات راهبردی در منطقه.
اما حتی اگر ادعاهای حداکثری درباره خسارات وارده به پایگاههای آمریکا را کنار بگذاریم، یک واقعیت راهبردی همچنان قابل توجه است: ورود موشکهای دقیقتر و مانورپذیرتر به معادله بازدارندگی، هزینه دفاع از زیرساختهای نظامی ثابت را افزایش میدهد.
مسئله بزرگتر از خیبرشکن است
شاید مهمترین پیام گزارش USA TODAY نه درباره یک موشک مشخص، بلکه درباره تغییر ماهیت تهدید موشکی ایران باشد.
در گذشته، بخش مهمی از محاسبات دفاعی آمریکا بر شناسایی، رهگیری و انهدام موشکهای بالستیک پیش از رسیدن به هدف استوار بود. اما اگر ادعای تحلیلگران آمریکایی درباره افزایش قابلیت مانور، دقت و تغییر مسیر موشکهای ایرانی درست باشد، معادله به سمت رقابتی پیچیدهتر حرکت میکند؛ رقابتی که در آن تنها تعداد رهگیرها تعیینکننده نیست، بلکه تعداد موشکهای مهاجم، سرعت تصمیمگیری، محل استقرار پرتابگرها، پراکندگی اهداف و امکان اجرای حملات همزمان نیز اهمیت پیدا میکند.
از این منظر، خیبرشکن را میتوان نه فقط یک سامانه موشکی، بلکه نمادی از تلاش ایران برای تغییر هزینههای حضور نظامی آمریکا در منطقه دانست.
ایران طی سالهای اخیر توسعه موشکی را به یکی از ستونهای اصلی راهبرد بازدارندگی خود تبدیل کرده است؛ راهبردی که بر افزایش هزینه هرگونه حمله و حفظ توان پاسخگویی حتی در شرایط فشار شدید نظامی استوار است.
گزارش اخیر USA TODAY در نهایت یک پرسش مهم را پیشروی سیاستگذاران آمریکایی قرار میدهد: اگر پایگاههای نظامی ثابت، فرودگاهها، مراکز لجستیکی، سامانههای راداری و هواپیماهای مستقر در منطقه در برابر حملات موشکی و پهپادی آسیبپذیر باشند، آیا الگوی سنتی حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس همچنان از نظر راهبردی توجیهپذیر است؟
پاسخ به این پرسش برای واشنگتن صرفاً یک موضوع نظامی نیست؛ یک مسئله ژئوپلیتیکی است.
هرچه هزینه حفاظت از پایگاهها افزایش یابد و هرچه امکان وارد آمدن خسارت به زیرساختهای ثابت بیشتر شود، محاسبات آمریکا درباره نحوه استقرار نیرو، عمق راهبردی، مسیرهای پشتیبانی و حتی میزان اتکا به پایگاههای کشورهای منطقه پیچیدهتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، خیبرشکن بیش از آنکه صرفاً نام یک موشک ایرانی باشد، به نمادی از یک پرسش بزرگتر تبدیل شده است: آیا معماری نظامی آمریکا در خلیج فارس برای جنگی طراحی شده که دیگر قواعد گذشته را ندارد؟
گزارش رسانه آمریکایی نشان میدهد پاسخ این پرسش در واشنگتن دیگر صرفاً یک بحث نظری نیست؛ بلکه به موضوعی برای ارزیابی مجدد توان دفاع موشکی، امنیت پایگاهها و آینده حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا تبدیل شده است.
مترجم: امیرعلی رحیمی
ارسال دیدگاه