بحران هرمز و نگرانی از تنگهای دیگر؛ نگاه جهان به «مالاکا» دوخته شده است
تهران (پانا) - تنگه مالاکا بیش از یکچهارم تجارت جهانی را جابهجا میکند و مسیر اصلی انتقال نفت خلیج فارس به بازارهای آسیایی است؛ اکنون با ادامه بحران هرمز، نگرانیها درباره احتمال تبدیل این آبراه به میدان رقابت آمریکا و چین افزایش یافته است.
با ادامه تنشها در تنگه هرمز، توجه تحلیلگران و دولتهای آسیایی به آبراه راهبردی دیگری معطوف شده که میتواند در هر رویارویی احتمالی میان آمریکا و چین نقشی تعیینکننده ایفا کند: تنگه مالاکا.
این گذرگاه باریک دریایی که میان سنگاپور، اندونزی و مالزی قرار گرفته، شاهراه حیاتی تجارت جهانی به شمار میرود و بیش از یکچهارم تجارت جهان از آن عبور میکند؛ از جمله بخش عمده نفتی که از خلیج فارس به اقتصادهای بزرگ آسیایی مانند ژاپن، کره جنوبی و چین میرسد.
ویویان بالاکریشنان، وزیر خارجه سنگاپور، ماه گذشته هشدار داد آنچه امروز در هرمز رخ میدهد میتواند «نمونه آزمایشی» درگیریهای آینده در اقیانوس آرام باشد. او گفت اگر آمریکا و چین وارد جنگ شوند، بحران هرمز تنها پیشنمایشی از آن چیزی خواهد بود که در مالاکا ممکن است اتفاق بیفتد.
تنگه مالاکا از نظر ژئوپلیتیک برای چین اهمیتی حیاتی دارد. این آبراه اقیانوس هند را از طریق دریای جنوبی چین به اقیانوس آرام متصل میکند و بخش بزرگی از صادرات و واردات انرژی چین وابسته به آن است. همین وابستگی، سالهاست که در ادبیات راهبردی پکن با عنوان «معضل مالاکا» شناخته میشود؛ اصطلاحی که نخستین بار هو جینتائو، رئیسجمهور پیشین چین، مطرح کرد.
در مقابل، آمریکا نیز حضوری نظامی و دریایی گسترده در منطقه دارد. ناوگان هفتم نیروی دریایی آمریکا دهههاست که در شرق و جنوب شرق آسیا فعال است و در جنگهای کره و ویتنام نیز نقش مهمی ایفا کرده بود. این حضور همواره یکی از عوامل حساسیت و نارضایتی رهبران چین بوده است؛ کشوری که اکنون بزرگترین نیروی دریایی جهان را در اختیار دارد.
شان اندروز، کاپیتان بازنشسته نیروی دریایی استرالیا، در توصیف سناریوی احتمالی درگیری آمریکا و چین گفت در صورت وقوع بحران، کنترل مالاکا میتواند به یک «عملیات دروازهبانی» تبدیل شود؛ به این معنا که برخی کشتیها اجازه عبور داشته باشند و برخی دیگر نه.
به گفته او، بسته شدن این تنگه هرچند مانند هرمز به معنای انسداد کامل تجارت جهانی نیست، اما هزینههای سنگینی بر حملونقل تحمیل میکند. در چنین شرایطی کشتیها مجبور خواهند شد مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتری مانند تنگه لومبوک یا آبهای اطراف جاوه را انتخاب کنند.
با این حال، تفاوت مهم مالاکا با هرمز در وجود مسیرهای جایگزین و همچنین سازوکارهای منطقهای برای مدیریت بحران است. برخلاف تنگه هرمز که فاقد ساختار مشترک مدیریتی میان کشورهای ساحلی است، مالاکا تحت مجموعهای از توافقها میان سنگاپور، مالزی، اندونزی و تایلند اداره میشود. این همکاریها شامل گشتهای مشترک دریایی، نظارت هوایی، تبادل اطلاعات و حفاظت زیستمحیطی است.
باربورا والاکووا، پژوهشگر مرکز آسیا و جهانیسازی دانشگاه ملی سنگاپور، میگوید سنگاپور تلاش میکند این پیام را به منطقه منتقل کند که درس بحران هرمز، ضرورت حفظ باز بودن و قابل پیشبینی بودن مالاکاست؛ آبراهی که باید تا حد ممکن از رقابتهای ژئوپلیتیک دور نگه داشته شود.
در همین حال، برخی مقامهای اندونزی پس از بحران هرمز پیشنهادهایی درباره دریافت عوارض عبور از مالاکا مطرح کردند؛ پیشنهادی که دولت جاکارتا بعدا از آن عقبنشینی کرد. سنگاپور و مالزی نیز تاکید کردهاند هیچ تغییری در وضعیت تنگه بدون توافق همه کشورهای همسایه امکانپذیر نیست.
وزیر خارجه سنگاپور همچنین تاکید کرده است که کشورش بر اساس «کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل» عمل میکند و از اصل آزادی عبور و مرور حمایت خواهد کرد. او تصریح کرد: «ما در هیچ تلاشی برای بستن، محدود کردن یا دریافت عوارض از عبور کشتیها در همسایگی خود مشارکت نخواهیم کرد.»
بحران هرمز اکنون تنها به خاورمیانه محدود نمانده، بلکه به زنگ هشداری برای دیگر گلوگاههای حیاتی تجارت جهانی تبدیل شده است؛ نقاطی که در عصر رقابت قدرتهای بزرگ، بیش از هر زمان دیگری به کانون نگرانیهای امنیتی و اقتصادی جهان تبدیل شدهاند.
ارسال دیدگاه