پشت صحنه «کوئستی» بهنام «کافه بازی»
جهانی که Game Over ندارد
تهران (پانا) - در روزگاری که بازیهای ویدیویی هنوز جای چندانی در تلویزیون نداشتند، «کافه بازی» یکی از نخستین برنامههایی بود که این جهان را جدی گرفت و برای آن سهمی در کنداکتور رسانه ملی باز کرد. برنامهای که حالا بعد از نزدیک به یک دهه حضور مستمر روی آنتن، نه تنها عنوان قدیمیترین برنامه تخصصی بازیهای ویدیویی تلویزیون را یدک میکشد، بلکه برای بسیاری از گیمرها به نامی آشنا و بخشی از خاطرات رسانهایشان تبدیل شده است. فصل جدید «کافه بازی» این روزها با تغییراتی گستردهتر از گذشته هفتهای سه روز روی آنتن شبکه دو است؛ از دکور و فضای استودیو گرفته تا آیتمها و ساختار محتوایی برنامه. برای دیدن آنچه پشت این تغییرات جریان دارد، راهی محل ضبط برنامه شدیم؛ جایی که یادآور بخشی از یک جهان گیمینگ بزرگ است.
گرمای هفته اول خردادماه مثل یک «باسفایت» سرسخت روی شهر سایه انداخته است. حوالی ساعت سه بعدازظهر، کارگران در محوطه ساختمان استودیو مشغول ساختوسازند و صدای ابزارهایشان مثل افکتهای محیطی یک بازی جهانباز در فضا میپیچد. از راهرویی باریک که از کنار ساختمان نیمهکاره میگذرد عبور میکنم؛ مسیری که بیشتر شبیه تونل ورود به یک مرحله جدید است. پشت درهای استودیو سکوت حکمفرماست، اما چند قدم جلوتر، با باز شدن درِ «کافه بازی»، انگار صفحه لودینگ تمام میشود و ناگهان وارد دنیای دیگری میشوی.
چند قدم که داخل استودیو پیش میروم، تازه میفهمم چرا حس ورود به یک مرحله جدید را داشتم. اینجا بیشتر از آنکه شبیه یک استودیوی تلویزیونی باشد، به هاب یک بازی بزرگ شباهت دارد. نئونهای رنگی از هر سو چشمک میزنند و نور آبی و بنفششان روی دیوارها و کف استودیو پخش شده است. هر گوشه از دکور پر از نشانههایی است که برای گیمرها آشنا به نظر میرسند؛ المانهایی که انگار از دل دهها دنیای مختلف بازی بیرون کشیده شدهاند و حالا کنار هم قرار گرفتهاند تا هویت «کافه بازی» را شکل دهند.
اما قلب تپنده این هاب گیمینگ، بدون شک ویدئووال عظیم استودیو است؛ نمایشگری که مثل یک پورتال بزرگ در مرکز صحنه قرار گرفته و نگاه هر تازهواردی را به سمت خود میکشد و در آن لحظه، تصویری از بازی Castlevania: Belmont's Curse روی صفحهاش نقش بسته است. روی نمایشگر، قلعههای تاریک، آسمان مهآلود و فضای گوتیک دنیای «کسلوانیا» جان گرفتهاند. برای چند ثانیه تشخیص اینکه تصویر بازی کجا تمام میشود و استودیو از کجا آغاز میشود، کار سادهای نیست.
اما این هاب گیمینگ فقط برای نمایش ساخته نشده است؛ اینجا هرکسی مشغول انجام مأموریت خودش است. در یکی از ایستگاههای این جهان رنگارنگ، بخشی از کوئست روز در حال انجام است. ماجد بازرگان چند قدم آنسوتر از میز اجرا، پشت دوربین ایستاده و با دقت همه چیز را زیر نظر دارد؛ از دیالوگهایی که میان مجری و کارشناسان رد و بدل میشود تا کوچکترین جزئیاتی که قرار است در قاب ثبت شود.

یک لولآپ تازه
مقابل دوربین، کیان چادگانی و دو کارشناس بخش بازیهای رومیزی مشغول معرفی یکی از بازیهایی هستند که قرار است در این قسمت به مخاطبان معرفی شود. ضبط آغاز میشود، اما مثل هر مرحلهای که قرار است بینقص پشت سر گذاشته شود، اینجا هم همه چیز در برداشت اول تمام نمیشود. هر از گاهی صدای «کات» در استودیو میپیچد و زمان برای چند ثانیه متوقف میشود. جملهای دوباره گفته میشود، توضیحی اصلاح میشود و مرحله از آخرین چکپوینت از سر گرفته میشود.
چند دقیقه بعد، همه چیز سر جای خودش قرار میگیرد؛ درست مثل زمانی که بازیکن بالاخره مسیر درست عبور از یک مرحله را پیدا میکند. ماجد بازرگان نگاهی به صحنه میاندازد و تأیید نهایی را میدهد و این یعنی اینکه، مأموریت با موفقیت به پایان رسیده است.

تغییر مپ، ماموریتی جدید
اما در «کافه بازی» هیچ مرحلهای برای مدت طولانی روی یک صفحه ثابت باقی نمیماند. هنوز چند دقیقه از پایان ضبط آیتم بازی رومیزی نگذشته که استودیو وارد فاز بعدی میشود. عوامل پشت صحنه با سرعت مشغول جابهجایی دکور هستند. میز بازی رومیزی جای خود را به فضایی میدهد که قرار است میزبان بخش گفتوگوی برنامه باشد. مبلمان وارد صحنه میشود، نورها دوباره تنظیم میشوند و در عرض چند دقیقه، هاب گیمینگ «کافه بازی» چهرهای تازه به خود میگیرد.
در میانه این تغییرات، ماجد بازرگان مشغول مرور آخرین هماهنگیها با مهمان برنامه است. گفتوگویی کوتاه درباره محورهای بحث، سوالهایی که قرار است مطرح شوند و مسیری که قرار است گفتوگو در آن پیش برود. همه چیز شبیه آخرین آمادهسازیهای پیش از آغاز یک مأموریت جدید است.
کمی بعد، مرجان مروستی و کیان چادگانی روی صندلیهای خود مستقر میشوند تا میزبان مهمان برنامه باشند. فضای استودیو که دقایقی قبل در اختیار بازیهای رومیزی بود، حالا به محیطی برای یک گفتوگوی تخصصی درباره دنیای بازیهای ویدیویی تبدیل شده است.
پس از هماهنگی نهایی میان گروه نور و صدا، چراغ ضبط روشن میشود و گفتوگو آغاز میشود. بیرون از قاب دوربین اما زندگی استودیو همچنان جریان دارد. عوامل در سکوت رفتوآمد میکنند و هرکسی مشغول انجام وظیفه خود است تا همه چیز بدون کوچکترین اختلال پیش برود؛ درست مثل اعضای یک تیم که هرکدام نقش مشخصی در پیشبرد یک مأموریت گروهی دارند.

حضوری آرام، شبیه یک «لورکیپر»
در میانه رفتوآمد عوامل و تغییر شکل مداوم استودیو، محمد طالبیان هم از راه میرسد؛ روزنامهنگار و کارشناس شناختهشده بازیهای ویدیویی که سالهاست تحولات این صنعت را دنبال و روایت کرده است.
او بعد از خوشوبشی کوتاه و بیسروصدا، گوشهای از استودیو مینشیند و مشغول تماشای ضبط میشود. حضوری آرام، شبیه یک «لورکیپر»؛ شخصیتی که هنوز وارد خط اصلی داستان نشده، اما میدانی دیر یا زود بخشی از جهان بازی را برایت روایت خواهد کرد.
فعلاً نوبت او نرسیده است. گفتوگوی مرجان مروستی و کیان چادگانی با مهمان برنامه ادامه دارد و طالبیان از گوشه استودیو نظارهگر ماجراست. اما حضورش نشان میدهد که هنوز چند مأموریت دیگر در صف اجرا قرار دارند و «کافه بازی» فاصله زیادی تا رسیدن به تیتراژ پایانی این روز کاری دارد.
ضبط بخش گفتوگو که به پایان میرسد، استودیو برای دقایقی کوتاه به یک «چکپوینت» میرسد. عوامل مشغول آمادهسازی مأموریت بعدی هستند، دوربینها فعلاً خاموش شدهاند و برای نخستین بار از زمان ورودم، ریتم پرشتاب استودیو کمی آرام میشود.

پشت طراحی این جهان
تا اینجای روز، گیمپلی را دیده بودم؛ از تغییر مداوم مپ استودیو گرفته تا کوئستهای مختلفی که یکی پس از دیگری مقابل دوربین اجرا میشدند. حالا وقت آن است که سراغ طراح این جهان برویم؛ کسی که سالهاست در پشت صحنه «کافه بازی» مشغول طراحی مسیرها، تعریف مأموریتها و شکل دادن به محتوایی است که هر هفته روی آنتن میرود. اگر استودیوی «کافه بازی» دنیایی باشد که هر هفته روی آنتن جان میگیرد، ماجد بازرگان را باید معمار اصلی این جهان دانست؛ کسی که سالهاست در کنار تیمش تلاش میکند میان زبان رسانه و فرهنگ گیم، پلی بزند.
اگر آنچه در مقابل دوربین دیده میشود حاصل ساعتها برنامهریزی، ایدهپردازی و تولید محتواست، سؤال اصلی اینجاست که این بازی از کجا آغاز شد؟ ایده ساخت «کافه بازی» چگونه شکل گرفت و چه مسیری را طی کرد تا به یکی از شناختهشدهترین برنامههای تخصصی حوزه بازیهای ویدیویی تلویزیون تبدیل شود؟
گفتوگوی ما با ماجد بازرگان در فاصلهای کوتاه میان دو ضبط، از همین نقطه آغاز میشود؛ از روزهایی که پرداختن به بازیهای ویدیویی در تلویزیون هنوز مسیری ناشناخته و کمتر تجربهشده بود تا امروز که «کافه بازی» تلاش میکند همگام با تغییرات سریع صنعت گیم، خودش را نیز بهروزرسانی کند. مسیری که به گفته بازرگان، در فصل جدید بیش از هر زمان دیگری بر ایدهپردازی محتوایی، تنوع آیتمها و ارتباط با نسل تازه مخاطبان متمرکز شده است.
بازرگان برای پاسخ به این سؤال، فلشبک را به حدود یک دهه قبل میبرد؛ زمانی که هنوز خبری از برنامههای تخصصی بازی در تلویزیون نبود و ویدیوگیم برای بسیاری از مدیران رسانهای، رسانهای جدی محسوب نمیشد. او میگوید جرقه اولیه «کافه بازی» از یک برنامه اینترنتی در سال ۱۳۹۵ شکل گرفت؛ تجربهای که یک سال بعد ایده انتقال آن به تلویزیون را در ذهنش پرورش داد. ایدهای که بیش از هر چیز از یک علاقه شخصی میآمد. بازرگان نه فقط تهیهکننده برنامه، بلکه خودش هم یک گیمر قدیمی است و به گفته خودش هنوز هم هر روز بازی میکند.

قفلی که راحت آنلاک نشد
اما رسیدن به آنتن، مأموریتی نبود که به سادگی آنلاک شود. آن روزها ساخت برنامهای با محوریت ویدیوگیم در تلویزیون نه سابقهای داشت و نه چندان جدی گرفته میشد. بازرگان از روزهایی میگوید که بارها برای توضیح اهمیت این موضوع با مدیران وقت رسانه مذاکره کرده تا در نهایت تصمیم گرفته به جای توضیح دادن، نمونهای از آنچه در ذهن دارد بسازد. چند قسمت آزمایشی تولید میشود، مدیران آن را میبینند و در نهایت چراغ سبز ساخت برنامه روشن میشود. نتیجه، تولد «کافه بازی» در سال ۱۳۹۶ روی آنتن شبکه دو است؛ برنامهای که با وجود چند وقفه کوتاه، در تمام این سالها توانسته جای خود را در میان مخاطبان پیدا کند.
اما اگر راهاندازی این دنیا نخستین مأموریت «کافه بازی» بود، حفظ و توسعه آن در سالهای بعد چالش دیگری به نظر میرسد. بازرگان میگوید: بخش مهمی از تکامل برنامه در طول این سالها از دل بازخورد مخاطبان شکل گرفته است. تیم سازنده به مرور متوجه شده مخاطبان چه آیتمهایی را بیشتر دنبال میکنند و در کنار آن، تلاش کرده به موضوعاتی فراتر از معرفی بازیها بپردازد؛ از فرهنگ استفاده از بازیهای ویدیویی گرفته تا اهمیت ردهبندی سنی و آشنایی خانوادهها با این رسانه.
آنطور که او توضیح میدهد، «کافه بازی» همیشه سعی کرده روی مرز ظریفی حرکت کند؛ از یک سو برنامهای باشد که گیمرها آن را متعلق به خود بدانند و احساس نکنند قرار است از موضع بالا نصیحت شوند و از سوی دیگر، به خانوادهها کمک کند تا با دنیای بازیهای ویدیویی آشناتر شوند. به گفته بازرگان، بخش مهمی از این رویکرد به موضوعاتی مانند ردهبندی سنی بازیها، انتخاب بازی متناسب با سن مخاطب و مدیریت زمان بازی در طول شبانهروز اختصاص داشته است؛ موضوعاتی که تیم «کافه بازی» تلاش کرده در قالبی آموزشی اما غیرمستقیم به آنها بپردازد. رویکردی که به باور او کمک میکند خانوادهها آگاهانهتر با این رسانه مواجه شوند و در عین حال گیمرها نیز برنامه را رسانهای نزدیک به دغدغههای خود بدانند.

این تعادل در بخش دیگری از برنامه نیز دیده میشود؛ جایی که میان بازیهای پرطرفدار خارجی و حمایت از تولیدات داخلی توازن برقرار شده است. بازرگان میگوید معرفی بازیهای ایرانی از نخستین فصلهای «کافه بازی» یکی از بخشهای ثابت برنامه بوده و تیم سازنده تلاش کرده علاوه بر استودیوهای شناختهشده، سراغ تیمهای کوچک، دانشجویی و حتی دانشآموزی هم برود. تیمهایی که گاهی معرفی آثارشان در برنامه، باعث افزایش چشمگیر دانلود بازی و ایجاد انگیزه برای ادامه مسیر شده است.
صحبت که به چالشهای این سالها میرسد، بازرگان از مهمترین نبردی یاد میکند که «کافه بازی» در تمام این مدت با آن روبهرو بوده است؛ تغییر نگاه به ویدیوگیم. نگاهی که سالها بازی را صرفاً سرگرمی و اتلاف وقت میدانست. او معتقد است طی سالهای اخیر این نگاه به تدریج تغییر کرده و امروز اهمیت اقتصادی و فرهنگی صنعت بازی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. تغییری که حالا خودش را در ابعاد تولید فصل جدید «کافه بازی» هم نشان میدهد؛ فصلی که با استودیویی بزرگتر، دکوری گستردهتر، آیتمهای متنوعتر و سه نوبت پخش هفتگی روی آنتن میرود.
شاید به همین دلیل باشد که وقتی دوباره به استودیو نگاه میکنم، «کافه بازی» دیگر فقط یک برنامه تلویزیونی به نظر نمیرسد؛ بیشتر شبیه دنیایی است که سازندگانش نزدیک به یک دهه برای ساختن، گسترش دادن و زنده نگه داشتن آن زمان صرف کردهاند.
جهانی که مدام بزرگتر میشود
حالا مأموریت من هم به پایان میرسد. در حالی که ویدئووال همچنان روشن است و نور نئونها روی دیوارهای استودیو میرقصد، راه خروج را در پیش میگیرم. بیرون، گرمای خرداد هنوز روی شهر سایه انداخته، اما داخل «کافه بازی» بازی همچنان ادامه دارد.
شاید برای مخاطب، هر قسمت فقط چند ده دقیقه روی آنتن باشد؛ اما پشت هر دقیقه آن، ساعتها ایدهپردازی، طراحی و اجرای مأموریتهایی قرار دارد که کمتر دیده میشوند. مأموریتهایی که نزدیک به یک دهه پیش آغاز شدهاند و هنوز به آخرین مرحله نرسیدهاند.
در دنیای بازیها، بعضی مراحل را تمام میکنی و برای همیشه پشت سر میگذاری. اما بعضی جهانها هستند که مدام بزرگتر میشوند، نقشههای تازه پیدا میکنند و داستانهای جدیدی برای روایت دارند. «کافه بازی» بعد از همه این سالها، بیشتر شبیه یکی از همان جهانهاست؛ جهانی که سازندگانش هنوز مشغول طراحی مرحله بعدی آن هستند.
ارسال دیدگاه