مجموعه عصر امتیازها | قسمت هفتم
«سه سوار ترسناک»؛ روایتی از قحطی بزرگ ۱۲۹۶
تهران (پانا) - هفتمین روایت مصور از مجموعه «عصر امتیازها» با عنوان «سه سوار ترسناک»، پرده از یکی از دردناکترین فجایع بشری در تاریخ معاصر ایران برمیدارد: قحطی بزرگ سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ خورشیدی (۱۹۱۷-۱۹۱۹ میلادی). این گزارش مصور با الهام از نوشتههای محمدعلی جمالزاده، ورود سه سوار شوم یعنی «قحطی، آنفلوانزای اسپانیایی و وبا» را به شهرهای ایران تصویر میکند.
انگلیس؛ جارو کردن سفرههای خالی
همانطور که در تصاویر مشخص است، نیروهای بریتانیایی به بهانه جنگ جهانی و تأمین آذوقه سربازان خود، انبارها و غلات ایران را مصادره میکردند. در حالی که مردم ایران پوست و استخوان شده بودند، سربازان انگلیسی با خشونت و تهدید به شلیک، مانع دسترسی مردم به گندمهای خودشان میشدند. افسران اطلاعاتی بریتانیا (مانند مارتین هنری داناهو در قصر شیرین) با بیتفاوتی از کنار اجساد و گرسنگان عبور میکردند.
دربار قاجار؛ کاسبان مرگ
تکاندهندهترین بخش این روایت، واکنش احمدشاه قاجار و دربار به این فاجعه است. طبق اسناد تاریخی که در این پوستر بازسازی شده، زمانی که به شاه خبر دادند گرسنگی قاتل مردم شده، او با خونسردی پاسخ داد: «خب بمیرن؛ مملکت که خالی نمیشه!» و دستور داد آردهای سلطنتی را در بازار سیاه و به قیمت گزاف بفروشند. این سند نشان میدهد که دربار نه تنها تلاشی برای نجات مردم نکرد، بلکه خود به یکی از محتکران اصلی تبدیل شد.
تراژدی علفخواری
وضعیت به قدری وخیم شد که طبق روایت تصویر، مردم به خوردن ریشه علف و درخت روی آوردند و حتی گربه و کلاغ نیز نایاب شد. این قحطی که حاصل اشغال خارجی و بیکفایتی داخلی بود، میلیونها ایرانی را به کام مرگ کشاند؛ فاجعهای که هنوز ابعاد واقعی آن به درستی در جهان شناخته نشده است.

ارسال دیدگاه