همایش شیرخوارگان حسینی ؛ عهدی دوباره با علیاصغر (ع)
کرج(پانا)- در نخستین روزهای محرم، شهر کرج همانند سراسر کشور با منظرهای متفاوت از اشک و ایمان روبرو شد؛ تلاقیِ آغوشهای گرم مادران و نوزادان بیگناه، که در سکوت عزاداری، عهدی دوباره با مظلومترین شهید کربلا بستند.
روزهای آغازین محرم، در کوچهها و میدانهای کرج، تنها بوی سوگواری نمیپیچد؛ بلکه بوی عهد و وفاداری به تاریخ به مشام میرسد.
در میان هیاهوی شهر، در مساجد ،امامزادهها و مکانهای فرهنگی و مذهبی کرج همانند سراسر کشور صحنهای پدیدار شده است که زمان را از حرکت بازمیدارد ؛ مادرانی که نوزادهایشان را که سربندهای یا علی اصغر به سر بستهاند در میان سیاهپوشها گرفتهاند ، گویی میخواهند میان امروز و کربلا، پلی از اشک و محبت بنا کنند.
در هر گوشه شهر، گهوارهها نه فقط برای خواب، که برای یادآوری یک حقیقت تلخ در حرکتاند.
صدایِی لرزان مادران، در میان این اجتماع چیزی شبیه به یک دعا است؛ دعایی که از میان بندِبانههای عشق، به سوی آن نوزاد بیگنه کربلا روانه میشود.
هر نوزادی که در این روز در آغوشِ مادر کرجی آرام میگیرد، تنها یک کودک نیست؛ او در این مراسم، نمادی است از آن عطشِ کوچک و آن مظلومیت بیکران که قرنهاست جهان را به گریه میاندازد.
مادران، با چشمانی پُر از اشک و دلی که از یاد «علیاصغر» لرزیده است، آمدهاند تا بگویند: «ما از یاد آن عطش، هرگز نرفتهایم.»
آنها آمدهاند تا با حضور فرزندان کوچکشان، بر این حقیقت مهر تأیید بزنند که: «حتی در کوچکترین پیکرهها، حقیقت بزرگ کربلا جاری است.»
در میان این جمعیت همنوا، سکوتی سنگین و مقدس، گویی با ناله آسمان پیوند خورده است؛ سکوتی که در پسِ خود، بازتابِ همان فریاد تاریخی است: «هل من ناصرٌ ینصرنی؟»
امروز در کشور ، گهوارهها تنها وسیلهای برای آرامش نیستند؛ آنها در این شبهای محرم، به میعادگاه اشک و پیامی از استقامت ایمان بدل شدهاند.
ارسال دیدگاه