میدان جنگ، جایی برای تقابلِ سلاحها نیست؛ بلکه میدانِ نبرد برای بقایِ حقیقت است
کرج(پانا)- در میان غرشِ توپها و هیاهوی انفجارهای مهیب، جایی که مرگ با هر قدم، سایهای سیاه بر پیشانی میافکند، کسانی هستند که نه برای گرفتنِ ماشه، بلکه برای گرفتنِ دوربین و قلم، به دلِ آتش میزنند. آنها خبرنگارانی هستند که میدانند میدان جنگ، تنها جایی برای تقابلِ سلاحها نیست؛ بلکه میدانِ نبرد برای بقایِ حقیقت است.
ما خبرنگاران، در مرزِ باریک میانِ «شجاعت» و «خطر» قدم میزنیم. وقتی زمین زیر پایمان از شدتِ انفجار میلرزد، ما نه برای فرار، که برای ثبتِ آن لحظهی شکوهِ ایستادگی، بر جای خود میایستیم. وقتی آسمان از دود و خاکستر سیاه شده، وظیفهی ما این است که با لنزِ چشمهایمان، نوری از حقیقت را میان این تاریکیها جاری کنیم.
خبرنگار در جنگ، تنها یک ناظر نیست؛ او شاهدِ خونهایی است که برای آزادی ریخته میشود، او شاهدِ اشکِ مادرانی است که در پشتِ خطوط، انتظار میکشند، و او شاهدِ قهرمانانی است که در میانِ خاک و خون، لبخندِ پیروزی بر لب دارند. ما باید صدایِ خاموشِ قربانیان باشیم و فریادِ بلندِ حق در گوشِ دنیایِ کر و کور شود.
بسیاری میپرسند: «چرا این همه ریسک؟ چرا در میانِ مرگ، به دنبالِ خبر میگردید؟»
پاسخ ما در هر کلمهای که مینویسیم و در هر تصویری که میگیریم نهفته است. اگر ما نباشیم، تاریخ، بیروح و بیرنگ خواهد بود. اگر ما نباشیم، دشمن، روایتِ دروغینِ خود را بر جثهی حقیقت خواهد نشاند. ما آمدهایم تا ثابت کنیم که حقیقت، حتی در میانِ سنگرهای دشمن و زیرِ آوارِ بمبها نیز، زنده و پابرجا میماند.
ما میدانیم که شاید فردا، قلممان دیگر نچرخد و دوربینمان دیگر ثبت نکند؛ اما میدانیم که هر واژهای که با خونِ دل نوشتهایم، سپری خواهد شد در برابرِ دشمن و چراغی خواهد بود برای نسلهای آینده. وظیفهی ما، سنگینتر از هر تجهیزاتی است؛ ما امانتدارِ خونهای ریخته شده هستیم.
ما خبرنگاران، سربازانِ بیسلاحِ حقیقتیم. ما با دوربینهایمان، سرحدها را مینگریم و با قلمهایمان، مرزهایِ نبرد را گسترش میدهیم. جنگ، شاید تنها سلاحها را از میان ببرد، اما هرگز نمیتواند روایتِ ما را از ایستادگی و شکوهِ این ملت، از میان ببرد. ما میآییم، میبینیم و مینویسیم؛ تا جهان بداند که حقیقت، هرگز در میدانِ جنگ، شکست نمیخورد.
ارسال دیدگاه