دشمن پل را زد چون از پیوند ما میترسید
کرج(پانا)- هوا طعم دود و غبار گرفته بود؛ طعم تلخ آجرهای فرو ریخته و خیابانهایی که هنوز گرمای قدمهای مردم عادی را در خود حفظ کرده بودند. همان مردمی که صبح سیزدهبدر را نه با سایه تهدید، که با نیت آرامش و دلسپردن به طبیعت آغاز کرده بودند اما حقیقت روشن است: دشمن پل را زد چون از پیوند ما میترسید.
حمله از کرج تا فردیس کشیده شد؛ ضربه به سازهها بود، نه به زندگی. به دیوارها تاختند، اما نتوانستند نبض شهر را متوقف کنند. و در میان همین زخمها، نام پلی میدرخشد که هرچند جسمش خم شده، اما معنایش استوار مانده است.
پل B۱ فقط سازهای برای عبور نبود؛ روایت سالها تلاش، دانش و ایستادگی بود. ستونهایی داشت از بتن، اما روحی از اراده. و اکنون، میان خاکستر و آوار، حقیقتی آرام و روشن قد میکشد: پلها را میتوان زد، اما اراده ساختن را هرگز.
یاد و خاطرهی شهدای گرانقدر این حادثه، گرامی باد. آنها رفتند، اما روح بلندشان و پیام ایستادگیشان، همچون ستونهای نادیدنی، پل B۱ را در قلب ما استوار نگه داشته است. این ضربه، پایان کار نیست؛ آغاز مسیری است برای بازسازی، برای نشان دادن اینکه ارادهی ملت ایران، از هر زخمی قویتر است و ما، با اتکا به همین روحیه، دوباره خواهیم ساخت، بلندتر و استوارتر از همیشه.
این شهر دوباره میایستد. این پل دوباره ساخته میشود و این بار، محکمتر از قبل.
ارسال دیدگاه