چه فرقی می کند پای لانچر باشی یا کف خیابان، دستت سلاح است

فردیس(پانا)-چه فرقی می‌کند آری، چه فرقی می‌کند پای لانچر باشی و در سکوتِ مرگ و زندگی، چشم به افق‌هایِ ناپیدا بدوزی، یا کفِ خیابان باشی و در میانِ هیاهویِ مردم، فریادِ حق‌خواهی برآوری. وقتی دل، شورِ یک هدف را در سر دارد، وقتی جان، تشنه‌یِ حقیقت است، دیگر تفاوت‌ها رنگ می‌بازند.

کد مطلب: ۱۶۸۱۲۴۳
لینک کوتاه کپی شد
چه فرقی می کند پای لانچر باشی یا کف خیابان، دستت سلاح است

چه فرقی می‌کند سلاحِ سردِ فولادی در دست باشد یا پرچمِ سه رنگِ ایران، نمادِ غیرت و عشق؛ وقتی هر دو، ابزاری هستند در دستِ اراده‌ای مصمم برای حراست از آنچه عزیز است. وقتی دست‌ها برای استقامت بالا رفته‌اند، وقتی مشت‌ها گره شده‌اند، دیگر مهم نیست چه چیزی را در خود جای داده‌اند.

و چه فرقی میانِ صدایِ پُر صلابتِ مرد و نجابتِ آرامِ زن؛ وقتی هر دو، با قلبی لرزان اما استوار، در مسیرِ مقاومت قدم برمی‌دارند. وقتی رویاها، آرزوها و دردها مشترک است، وقتی ایثار رنگِ جنسیت نمی‌شناسد، آنگاه زن و مرد، دوشادوشِ هم، در این جاده‌ی پر پیچ و خمِ مبارزه، گام برمی‌دارند.

جهاد، یکی است. همان آتشی که در دل شعله می‌کشد، همان نیرویی که انسان را به فراتر از خود می‌خواند. مبارزه، همان تلاشِ بی‌وقفه است، همان ایستادگی در برابرِ موج‌هایِ سهمگینِ زندگی، همان فریادِ بی‌صدایی که در گلویِ حق‌طلبان می‌پیچد.

این تفاوت‌ها، این مرزهایِ کاذب، همه نقابی بیش نیستند بر چهره‌یِ واحدِ انسانیتی که در جستجویِ رهایی است. وقتی دل‌ها به یک آهنگ می‌تپند، وقتی روح‌ها در آرزویِ یک هدف مشترک پرواز می‌کنند، آنگاه پایِ لانچر بودن یا کفِ خیابان بودن، دستت سلاح باشد یا پرچم، زن باشی یا مرد، همه و همه در برابرِ عظمتِ این یکی بودن رنگ می‌بازد. جهاد، همان عشق است که فداکاری می‌طلبد و مبارزه، همان عشق است که پایداری. و این، سرنوشتِ مشترکِ هر آنکه قلبش برایِ خدا و وطنش می‌تپد.

 

 

نویسنده : دانش‌آموز: هانیه ناظمی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار