ایران و اوراسیا؛ عبور از همگرایی اقتصادی به شراکت راهبردی
تهران (پانا) - یک دهه از عمر اتحادیه اقتصادی اوراسیا میگذرد و در این سالها، این اتحادیه از یک سازوکار برای توسعه تجارت میان چند کشور، به یکی ازمسیرهای مهم همکاری اقتصادی در منطقه تبدیل شده است. مسیری که دیگر فقط به تجارت محدود نیست و حوزههایی مثل ترانزیت، انرژی، سرمایهگذاری و فناوری را هم شامل میشود.
اجلاس نخستوزیران اتحادیه اقتصادی اوراسیا در مینسک، پایتخت بلاروس برگزار شد. محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور در پیامی به این نشست، با تاکید بر آمادگی ایران برای ایفای نقشی فعال و مسئولانه در کنار کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا، گفت که این اتحادیه فقط یک موضعگیری درباره افزایش تجارت نیست.
این صحبتها نشان میدهد که اوراسیا در یک دهه برای گسترش همکاری اقتصادی میان اعضا و شرکای خود طی کرده و امروز دیگر اتحادیهای درباره تعرفه و صادرات و واردات نیست. حملونقل، انرژی، سرمایه، فناوری، تجارت دیجیتال و ارتباط با دیگر سازمانهای منطقهای هم به بخشهایی از این همکاری تبدیل شدهاند.
محمدرضا عارف در پیام خود به نشست شورای بیندولتی اتحادیه اقتصادی اوراسیا در مینسک، با تاکید بر آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای تبدیل شدن به شریکی فعال، قابل اتکا و بلندمدت، اتحادیه اقتصادی اوراسیا را یکی از بسترهای مهم برای توسعه همکاریهای منطقهای دانست.
این تاکید در حالی مطرح میشود که موافقتنامه تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا از ۱۵ مه ۲۰۲۵، برابر با ۲۱ خرداد ۱۴۰۴، اجرایی شده و ایران در کنار روسیه، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان وارد مرحله تازهای از تعامل اقتصادی با این مجموعه شده است.
اوراسیا چگونه شکل گرفت؟
داستان اوراسیا البته به قبل از شکلگیری اتحادیه فعلی برمیگردد. روسیه، بلاروس و قزاقستان ابتدا در مسیر ایجاد اتحادیه گمرکی و فضای اقتصادی مشترک حرکت کردند. در سال ۲۰۱۲ هم کمیسیون اقتصادی اوراسیا فعالیت خود را آغاز کرد؛ نهادی فراملی که قرار بود هماهنگیهای اقتصادی میان کشورها را برعهده داشته باشد.
نقطه عطف بعدی سال ۱۳۹۳ بود. روسیه، بلاروس و قزاقستان پیمان تاسیس اتحادیه اقتصادی اوراسیا را امضا کردند. این پیمان از اول ژانویه ۲۰۱۵، برابر با ۱۱ دی ۱۳۹۳، اجرایی شد و ارمنستان و قرقیزستان هم به آن پیوستند و ایران نیز اکنون به عنوان عضو ناظر در این اتحادیه حضور دارد.
البته هدف از ایجاد اتحادیه فقط یک پیمان تجاری ترجیحی نبود. ایجاد یک بازار مشترک برای کالا، خدمات، سرمایه و نیروی کار و همچنین هماهنگی بیشتر سیاستهای اقتصادی اعضا، از اهداف اصلی آن اعلام شد. با این حال، اوراسیا یک اتحادیه سیاسی یا نظامی نیست و اساس این اتحادیه اقتصادی است. تصمیمگیریهای آن نیز در همین چارچوب انجام میشود.
اقتصادی به بزرگی ۶.۵ تریلیون دلار
یکی از مهمترین کارکردهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا، ایجاد سازوکارهایی برای تسهیل تجارت میان اعضا است. کاهش موانع گمرکی، هماهنگسازی مقررات فنی، تسهیل جابهجایی نیروی کار و توسعه بازارهای مشترک، بخشی از این مسیر بودهاند.
کمیسیون اقتصادی اوراسیا در گزارش عملکرد ۱۰ ساله خود اعلام کرده که یک سامانه اطلاعاتی یکپارچه برای تبادل داده میان کشورهای عضو ایجاد شده است. این سامانه در حوزههایی مانند گمرک، مقررات فنی، دارو و تجهیزات پزشکی، استانداردهای بهداشتی و قرنطینهای و مقررات تجاری مورد استفاده قرار میگیرد.
براساس آمار کمیسیون اقتصادی اوراسیا، تولید ناخالص داخلی اعضای این اتحادیه بر مبنای برابری قدرت خرید در سال ۲۰۲۳ به حدود ۶.۴۵ تریلیون دلار رسیده است؛ رقمی که مجموع اقتصاد این کشورها را در رتبه چهارم جهان قرار میدهد.
از سوی دیگر، طبق آمار کمیسیون اقتصادی اوراسیا، تولید ناخالص داخلی واقعی این اتحادیه در سال ۲۰۲۴ نسبت به سال قبل ۴.۲ درصد رشد کرد، در حالی که رشد اقتصاد جهان در همین سال حدود ۳.۲ درصد بود. سهم تجارت متقابل کشورهای عضو از کل تجارت خارجی اتحادیه در سال ۲۰۲۳ به ۱۸.۶ درصد رسید. این رقم در سال ۲۰۱۵ حدود ۱۳.۶ درصد بود.
اگرچه، بخش قابل توجهی از تجارت کشورهای عضو همچنان با خارج از اتحادیه انجام میشود اما افزایش سهم تجارت درون منطقهای نشان میدهد که همکاری اقتصادی میان اعضا در طول این سالها بیشتر شده است.
ایران در مسیر ترانزیت جهانی
با این حال، آینده اوراسیا را نمیتوان بدون توجه به جغرافیای آن بررسی کرد. کشورهای عضو میان اروپا و آسیا قرار گرفتهاند و بخش قابل توجهی از مسیرهای انرژی، کالا و ترانزیت منطقهای از این محدوده عبور میکند. به همین دلیل حملونقل و لجستیک برای این کشورها فقط یک مساله اقتصادی نیست و به مرور به یکی از ابزارهای مهم افزایش قدرت اقتصادی و چانهزنی آنها تبدیل شده است.
برای ایران، این موضوع اهمیت بیشتری دارد. ایران از یک طرف به آبهای آزاد جنوب و از طرف دیگر به قفقاز، روسیه و آسیای مرکزی متصل است که میتواند همکاری با اوراسیا را از صادرات و واردات کالا فراتر ببرد.
بنادر جنوبی، شبکه ریلی، کریدور شمال-جنوب و مسیرهای ارتباطی ایران با آسیای مرکزی، در صورت توسعه و تکمیل، میتوانند بخشی از یک زنجیره بزرگتر اقتصادی باشند.
در این میان، توافق تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا اهمیت زیادی دارد. این توافق از ۱۵ مه ۲۰۲۵ اجرایی شد و دسترسی ایران به بازار کشورهای عضو اتحادیه را گسترش داد. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره این توافق، بخش بزرگی از خطوط تعرفهای کالاها مشمول کاهش یا حذف تعرفه شدهاند.
سازمان تجارت جهانی نیز اجرایی شدن این توافق را در همان تاریخ ثبت کرده است. به این ترتیب، رابطه ایران و اوراسیا از یک همکاری محدود تجاری به یک چارچوب باثباتتر برای تجارت تبدیل شده است. بازاری حدود ۱۸۰ میلیون نفری که برای فعالان اقتصادی ایران اهمیت دارد.
البته مزیت این بازار فقط به جمعیت آن برنمیگردد. نزدیکی جغرافیایی، مسیرهای ترانزیتی و مکمل بودن بخشی از ظرفیتهای اقتصادی دو طرف هم اهمیت دارد. در طرف مقابل، بازار ایران نیز برای تولیدککنندگان کشورهای عضو اوراسیا جذابیتهایی دارد.
چرا سخنان عارف مهم است؟
معاون اول رئیسجمهور در پیام خود تاکید کرد که ایران به چندجانبهگرایی واقعی، احترام متقابل و حقوق برابر ملتها باور دارد و مخالفت با یکجانبهگرایی را دفاع از حاکمیت دولتها، آزادی تجارت، استقلال اقتصادی و حق ملتها برای انتخاب مسیر توسعه و شرکای خود میداند.
عارف همچنین از آمادگی ایران به عنوان شریکی فعال، قابل اتکا و بلندمدت در مسیر توسعه همکاریهای اقتصادی و منطقهای با اتحادیه اوراسیا صحبت کرده است. یعنی از نگاه ایران، همکاری با اوراسیا یک واکنش کوتاه مدت به فشارهای اقتصادی یا تحولات سیاسی نیست و میتواند بخشی از یک سیاست بلندمدت برای متنوع کردن شرکای اقتصادی و گسترش روابط منطقهای باشد.
اتحادیه اقتصادی اوراسیا اساسا یک پروژه اقتصادی است و در اسناد مربوط به فعالیت بینالمللی آن نیز بر توسعه همکاری با کشورهای مختلف و سازمانهایی مانند شانگهای و آسهآن تاکید شده و کشورها تلاش میکنند به جای اینکه به یک بازار، یک مسیر یا یک شریک وابسته باشند، گزینههای بیشتری برای تجارت، سرمایهگذاری، حملونقل و تامین مالی داشته باشند.
در چنین مدلی، قدرت اقتصادی فقط به اندازه اقتصاد داخلی یک کشور بستگی ندارد و تعداد شرکای تجاری، مسیرهای دسترسی به بازارها و تنوع روابط اقتصادی هم اهمیت پیدا میکند.
اوراسیا در کنار شانگهای و بریکس
اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سازمان همکاری شانگهای، بریکس و آسهآن یک کارکرد، ساختار و اهداف ثابت ندارند. با این حال میان اعضای این مجموعهها و حوزههای فعالیت آنها، همپوشانیهایی وجود دارد.
اوراسیا بیشتر بر همگرایی اقتصادی متمرکز است. سازمان همکاری شانگهای حوزه گستردهتری از همکاریهای منطقهای را دنبال میکند و بریکس هم چارچوبی برای همکاری میان اقتصادهای بزرگ و نوظهور است اما ارتباط میان این مجموعهها میتواند مسیرهای بیشتری برای تجارت، سرمایهگذاری، حملونقل و همکاری اقتصادی ایجاد کند.
کمیسیون اقتصادی اوراسیا اعلام کرده کشورهایی که با این اتحادیه توافق تجاری، تفاهمنامه همکاری یا وضعیت ناظر دارند، در مجموع اقتصادی معادل حدود ۷۱.۹ تریلیون دلار بر مبنای برابری قدرت خرید و جمعیتی حدود ۴.۳ میلیارد نفر را در بر میگیرند.
بنابراین موضوع فقط یک اتحادیه پنجکشوری نیست و شبکه ارتباطات اقتصادی اطراف آن نیز اهمیت پیدا دارد و اینجاست که استقلال اقتصادی با چندجانبهگرایی پیوند پیدا میکند.
از این منظر، تاکید عارف بر مخالفت با یکجانبهگرایی و دفاع از حاکمیت دولتها، آزادی تجارت و حق کشورها برای انتخاب شرکای خود، بر همین اصل استوار است.
بازار ۱۸۰ میلیون نفری پیش روی اقتصاد ایران
برای ایران، مساله حالا فقط عضویت ناظر نیست و استفاده از ظرفیت های موجود اهمیت پیدا کرده اشت. توافق تجارت آزاد، بازار ۱۸۰ میلیون نفری، موقعیت ترانزیتی ایران و ظرفیتهای انرژی و صنعتی کشور، مجموعهای از فرصتها را ایجاد کردهاند. کرد.
ایران در پیام خود به نشست مینسک اعلام کرده که آماده ایفای نقشی فعال و مسئولانه در کنار اعضای اوراسیاست. موضوعی که میتواند همکاریهای پایدار در تجارت، ترانزیت، انرژی، سرمایهگذاری و فناوری تبدیل شود، همکاری ایران و اوراسیا را وارد مرحله تازهای کند.
بر اساس آمار کمیسیون اقتصادی اوراسیا، تولید ناخالص داخلی واقعی اتحادیه در سال ۲۰۲۴ به ۱۱۷.۶ درصد سطح سال ۲۰۱۴ رسیده است.
برای ایران، اوراسیا میتواند یکی از مسیرهای عملیاتی کردن سیاست توسعه روابط منطقهای باشد؛ مسیری که از تجارت آزاد شروع شده اما اگر درست پیش برود، میتواند به ترانزیت، انرژی، سرمایهگذاری، فناوری و زنجیرههای تولید برسد.
ارسال دیدگاه