هنرستانها در مسیر جذب نیمی از دانشآموزان؛
از کلاس درس تا بازار کار؛ آموزش کشاورزی باید به میدان اجرا بیاید
هدفگذاری ۵۰ درصدی سهم هنرستانها در برنامه هفتم؛ توسعه کمی در سایه چالش تجهیزات و گسل مهارتی
تهران (پانا) - کارشناس کشاورزی، ضمن تأکید بر شکاف عمیق میان آموختههای دانشگاهی و نیازهای واقعی بازار کار، با استناد به تجربه موفق اما فراموششده هنرستان شیلات چابهار، خواستار ورود مستقیم دانشگاهها و بهرهگیری از ظرفیت پادگانها و اراضی دولتی برای ایجاد پایلوتهای آموزشی-اجرایی شد.
هنرستانها در سالهای اخیر بیش از گذشته در سیاستهای آموزشوپرورش مورد توجه قرار گرفتهاند؛ مسیری که هدف آن تنها افزایش تعداد مدارس فنیوحرفهای و کاردانش نیست، بلکه تغییر سهم آموزشهای مهارتی در دوره متوسطه و نزدیکتر کردن نظام آموزشی به نیازهای بازار کار است.
بر اساس آخرین اظهارات مسئولان آموزشوپرورش در سال ۱۴۰۵، حدود ۴۵ درصد دانشآموزان دوره متوسطه دوم در هنرستانها تحصیل میکنند. مطابق برنامه هفتم پیشرفت، هدفگذاری شده است که سهم هنرجویان هنرستانی تا پایان برنامه هفتم توسعه به ۵۰ درصد برسد؛ به این ترتیب، آموزشوپرورش باید در سالهای پیشرو چند واحد درصد دیگر به سهم آموزشهای فنیوحرفهای و کاردانش اضافه کند.
این هدف در حالی دنبال میشود که در برخی استانها سهم هنرستانها به محدوده ۵۰ درصد نزدیک شده است. برای نمونه، در خراسان شمالی سهم دانشآموزان مشغول به تحصیل در رشتههای فنیوحرفهای و کاردانش در سال ۱۴۰۵ به ۴۶.۶۳ درصد رسیده و مسئولان استان رسیدن به سهم ۵۰ درصدی را هدفگذاری کردهاند. این استان در حال حاضر ۱۳۲ هنرستان و بیش از ۱۶ هزار هنرجو دارد.
توسعه هنرستان؛ از ساخت مدرسه تا توسعه رشتهها
افزایش سهم هنرستانها بدون توسعه زیرساختهای فیزیکی و آموزشی امکانپذیر نیست. در سالهای اخیر ساخت هنرستانهای جدید و توسعه فضاهای مهارتی در دستور کار قرار گرفته است. پیشتر اعلام شده بود که ۳۳۰ هنرستان در کشور در دست ساخت قرار دارد و ساماندهی حدود هزار هنرستان نیز در برنامه بوده است. همچنین توسعه هنرستانهای همجوار صنعت بهعنوان یکی از مسیرهای پیوند آموزش مهارتی با محیط واقعی کار دنبال شده است.
در این مدل، هنرستان تنها محل آموزش تئوری و کارگاهی نیست، بلکه تلاش میشود دانشآموز بخشی از مهارتهای خود را در ارتباط نزدیکتر با صنعت و محیط واقعی کار فرا بگیرد؛ رویکردی که میتواند فاصله میان آموزش مدرسهای و نیازهای بازار کار را کاهش دهد.
مسئلهای که با افزایش مخاطب جدیتر میشود
با این حال، افزایش سهم هنرستانها بهتنهایی به معنای موفقیت آموزشهای مهارتی نیست. یکی از چالشهای مطرحشده در سال ۱۴۰۵، فرسودگی تجهیزات کارگاهی است. گزارشهای استانی نشان میدهد در برخی هنرستانها همچنان از تجهیزات قدیمی استفاده میشود و این مسئله میتواند کیفیت آموزش عملی و تناسب مهارتهای کسبشده با فناوریهای مورد استفاده در بازار کار را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، توسعه هنرستانها را نمیتوان تنها با شاخصهایی مانند تعداد هنرستان یا تعداد هنرجویان سنجید. ظرفیت کارگاهها، کیفیت تجهیزات، دسترسی به هنرآموز و استادکار متخصص، تنوع رشتهها و ارتباط با صنایع منطقه نیز از مؤلفههای اصلی توسعه آموزش مهارتی هستند.
مخاطب هنرستان چگونه افزایش مییابد؟
افزایش سهم هنرستانها در نهایت به یک مسئله مهمتر بازمیگردد؛ چرا دانشآموز باید هنرستان را انتخاب کند؟ پاسخ این پرسش فقط در افزایش ظرفیت پذیرش خلاصه نمیشود. دانشآموز و خانواده زمانی هنرستان را بهعنوان یک مسیر جدی انتخاب میکنند که نسبت میان «مهارت»، «ادامه تحصیل» و «آینده شغلی» برای آنها روشن باشد.
از این منظر، توسعه رشتههای متناسب با نیاز هر منطقه، بهروزرسانی تجهیزات، تقویت هنرستانهای جوار صنعت و اصلاح فرآیند هدایت تحصیلی میتواند در افزایش جذابیت این مسیر نقش داشته باشد.
در واقع، اگر هدف سیاستگذار رسیدن به سهم ۵۰ درصدی هنرستانهاست، افزایش مخاطب باید همزمان با افزایش کیفیت اتفاق بیفتد؛ چراکه توسعه کمی بدون زیرساخت کافی میتواند به افزایش تراکم و کاهش کیفیت آموزش عملی منجر شود.
از «هنرستان بهعنوان انتخاب دوم» تا «مسیر مهارت»
یکی از موانع افزایش مخاطب هنرستانها، نگاه سنتی بخشی از جامعه به آموزشهای مهارتی است؛ نگاهی که گاهی هنرستان را مسیر دانشآموزانی میداند که امکان ادامه تحصیل در رشتههای نظری را ندارند.
در مقابل، سیاست جدید آموزش مهارتی بر این ایده استوار است که هنرستان میتواند یک مسیر مستقل برای تربیت نیروی انسانی ماهر باشد؛ مسیری که الزاماً در نقطه مقابل دانشگاه قرار نمیگیرد و میتواند همزمان امکان اشتغال و ادامه تحصیل را فراهم کند.
بنابراین، افزایش مخاطب هنرستانها بیش از آنکه صرفاً یک مسئله آماری باشد، به تغییر تصویر اجتماعی این مدارس وابسته است؛ تصویری که باید از «انتخاب جایگزین» به «انتخاب آگاهانه برای کسب مهارت و ساخت آینده شغلی» تغییر کند.
کارشناس کشاورزی: گسل میان آموزش دانشگاهی و نیاز بازار کار باید برطرف شود
سید قباد مکرمی، کارشناس حوزه کشاورزی، در گفتوگو با پانا با تأکید بر اهمیت آموزشهای مهارتی در دوران دانشگاه اظهار کرد: «یکی از مسائل جدی در حوزه آموزش، فاصله میان مهارتهایی است که دانشجویان در دانشگاه کسب میکنند و نیاز واقعی بازار کار است. این گسل در رشتههای مختلف از جمله کشاورزی و بهویژه آبزیپروری نیز وجود دارد.»
وی افزود: «دانشجویان در دانشگاه مطالب علمی ارزشمندی میآموزند، اما زمانی که وارد بازار کار میشوند، با نیازهایی مواجه میشوند که بخش قابلتوجهی از آنها در دوره تحصیل آموزش داده نشده است.»
ارتباط دانشگاه و صنعت؛ حلقه مفقوده آموزش مهارتی
مکرمی با اشاره به قوانین و برنامههای موجود برای تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت گفت: «طرحهایی برای ارتباط صنعت و دانشگاه و همچنین دورههای کارورزی در نظر گرفته شده، اما در برخی موارد این دورهها آنطور که باید جدی گرفته نمیشوند.»
وی ادامه داد: «این مسئله یک نیاز دوطرفه است؛ از یک سو بخش اجرا به دانش و مدیریت علمی برای افزایش بهرهوری و بهبود فعالیتها نیاز دارد و از سوی دیگر، دانشجویی که وارد محیط کار میشود باید بتواند از آموختههای خود در فضای واقعی استفاده کند.»
این کارشناس کشاورزی تأکید کرد: «در بخش اجرا نیز گاهی از ظرفیت مدیریت علمی و روشهای علمی برای ارتقای بهرهوری مزارع به اندازه کافی استفاده نمیشود و همین مسئله فاصله میان آموزش و اجرا را بیشتر میکند.»
تجربه موفق هنرستان شیلات در چابهار
مکرمی با اشاره به تجربه آموزش تخصصی در مقطع دانشآموزی گفت: «در گذشته در برخی حوزهها این اتفاق رخ داده بود. برای مثال، هنرستان شیلات در منطقه چابهار فعال بود و حدود ۹۰ درصد فارغالتحصیلان آن جذب مزارع پرورش میگو در گواتر و سیستان و بلوچستان میشدند.»
وی افزود: «این تجربه بسیار موفق و کاربردی بود، اما بهتدریج کمرنگ شد و امروز دیگر چنین ساختاری با آن کارکرد سابق وجود ندارد.»
دانشگاهها باید وارد میدان اجرا شوند
مکرمی درباره راهکار تقویت آموزش عملی نیز اظهار کرد: «بهروزرسانی آموزشها ضروری است، اما مهمتر از آن این است که مراکز آموزشی، چه هنرستانها و چه دانشگاهها، وارد عرصههای اجرایی شوند.»
وی ادامه داد: «بسیاری از دانشگاهها زمین، فضا و حتی منابع آبی در اختیار دارند و میتوان از این ظرفیتها برای ایجاد پایلوتهای تحقیقاتی و آموزشی استفاده کرد. برای مثال، در حوزه شیلات و کشاورزی میتوان فضاهایی ایجاد کرد که همزمان محل آموزش عملی، تحقیق و اجرای طرحهای جدید باشند.»
ظرفیت مغفول آموزش مهارتی
این کارشناس کشاورزی با اشاره به ظرفیت پادگانها نیز گفت: «آموزش مهارتی نباید صرفاً به کلاس درس محدود شود. برای نمونه، در برخی زمینهای دولتی و نظامی فعالیتهای مرتبط با پرورش ماهی انجام میشود و افراد علاقهمند میتوانند در جریان خدمت، مهارتهایی را فرا بگیرند که پس از بازگشت به منطقه زندگی خود، از آنها برای ایجاد کسبوکار استفاده کنند.»
مکرمی خاطرنشان کرد: «این رویکرد میتواند افراد را از صرفاً متقاضی کار بودن به سمت کارآفرینی هدایت کند؛ بهویژه در مناطقی که افراد به زمین، آب یا سایر ظرفیتهای طبیعی دسترسی دارند.»
وی در پایان تأکید کرد: «برای توسعه آموزشهای مهارتی، لازم است وزارت جهاد کشاورزی ارتباط عمیقتر و منسجمتری با دانشگاهها، هنرستانها، نیروهای انتظامی و پادگانها برقرار کند تا ظرفیتهای موجود در این مجموعهها به پایگاههای واقعی آموزش، مهارتآموزی و کارآفرینی تبدیل شود.»
ارسال دیدگاه