تازهترین دادههای وزارت بهداشت و انجمنهای تخصصی در آستانه روز جهانی سکته مغزی
رسالت سنگین نظام تعلیم و تربیت در خاکریز اول پیشگیری از سکته
تهران (پانا) – در حالی که استانداردهای جهانی، میانگین سن بروز سکتههای مغزی را در دهههای هفتم و هشتم زندگی ترسیم میکنند، بررسیهای رسمی نظام سلامت در ایران از یک زنگ خطر ملی حکایت دارد.
پدیدهای که میانگین سن ابتلا را در کشور به بازه ۶۰ تا ۷۰ سال رسانده است، در شرایطی که سالانه بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی درگیر این مخاطره عروقی میشوند، صاحبنظران حوزه سلامت متفقالقولاند که مهار این افت دهساله در بیمارستانها میسر نیست و دستگاه تعلیم و تربیت به عنوان کانون ساخت سبک زندگی نسل آینده، خط مقدم این پدافند ملی سلامت بهشمار میرود.
مرور آخرین آمارهای رسمی و دادههای ثبتشده در پایگاههای تخصصی سلامت نشان میدهد که تقویم بروز سکتههای مغزی در کشور با استانداردهای جهانی فاصله معناداری پیدا کرده است. بر اساس آمارهای اعلامشده در آستانه روز جهانی سکته مغزی (۷ آبان)، میانگین سنی بروز این عارضه در جهان بین ۷۰ تا ۸۰ سال است، اما در ایران این شاخص به ۶۰ تا ۷۰ سال کاهش یافته است؛ به عبارتی شهروندان ایرانی بهطور میانگین ۱۰ سال زودتر از میانگین جهانی با پیامدهای سکته مغزی دستوپنجه نرم میکنند.
این عارضه که اکنون پس از بیماریهای قلبیعروقی دومین عامل مرگومیر و ناتوانی در کشور شناخته میشود، سالانه بیش از ۱۰۰ هزار مبتلا را ثبت میکند.
نرخ بروز سکته مغزی در ایران بین ۱۳۵ تا ۱۵۰ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت برآورد میشود؛ رقمی که در کلانشهرهایی مانند پایتخت بار سنگینی را به مراکز اورژانس و تختهای مراقبت ویژه تحمیل کرده و گواه آن است که بیماریهای عروقی بیش از هر زمان دیگر جمعیت فعال و مولد جامعه را هدف گرفتهاند.
پیریزی سلامت عروقی در دوران رشد؛ فرصت طلایی مدارس
نقطه عطف تحلیلهای اپیدمیولوژیک آنجاست که متخصصان تأکید میکنند بیش از ۸۰ درصد سکتههای مغزی کاملاً قابلپیشگیری هستند. از آنجا که فرآیند تصلب شرایین و شکلگیری پلاکهای عروقی در روندی آرام و درازمدت از دهههای اولیه حیات آغاز میشود، عوامل خطرسازی نظیر اضافهوزن (که بر اساس طرحهای پایش دانشآموزی حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از نوجوانان را شامل میشود) و کمتحرکی برآمده از عصر مدرن، ضرورت تمرکز بر سنین پایه را دوچندان میکند.
در همین راستا، نظام آموزش و پرورش نهتنها متولی دانایی، بلکه بزرگترین سرمایه کشور برای بازمهندسی الگوهای زیستی و ارتقای سواد خودمراقبتی است. گامهای روبهجلوی این دستگاه در توسعه مراقبان سلامت، احیای اتاقهای بهداشت در مدارس و طراحی پویشهای تحرک بدنی و غربالگریهای قامتی، بستر زیرساختی ارزشمندی را شکل داده است که میتواند به شاهراه پیوند بهداشت و آموزش تبدیل شود.
سفیران سلامت و نقش حیاتی در درون کانون خانواده؛ اگر درست و واقعی ایفای نقش کنند
کارشناسان معتقدند شبکه گسترده مدارس بهترین و مؤثرترین بستر برای آموزش مهارتهای زندگی سالم، فرهنگ تغذیه طبیعی و ترویج تحرک روزمره است. هنگامی که یک دانشآموز در محیط پویا و باطراوت مدرسه، اصول پیشگیری از بیماریهای متابولیک و علائم حیاتی مواجهه با فوریتهای پزشکی را فرا میگیرد، نه تنها سلامت دوران میانسالی خود را بیمه میکند، بلکه در قامت «سفیر سلامت»، پیام خودمراقبتی را به درون کانون خانوادهها منتقل میسازد.
تقویت همگرایی راهبردی میان وزارت بهداشت و وزارت آموزش و پرورش برای غنیسازی زنگهای تربیتبدنی و ادغام مفاهیم کاربردی سواد سلامت در فعالیتهای پرورشی، مطمئنترین سرمایهگذاری برای آینده است.
اگر بناست منحنی ۱۰ ساله سن سکته در کشور اصلاح شود، تکیهگاه اصلی این جهش بزرگ، کلاسهای درس و نیمکتهای پویای مدارس خواهند بود؛ جایی که نسل آینده، درس سلامتی، تندرستی و پویایی را برای تمام عمر مشق میکند.
ارسال دیدگاه