رهبر شهیدم؛ نوری که خاموش نشد

آذربایجان‌شرقی (پانا) - گاهی رفتنِ بعضی آدم‌ها شبیه خاموش شدن چراغی بزرگ است؛ چراغی که فقط یک اتاق را روشن نمی‌کرد، بلکه مسیر دل‌ها را نشان می‌داد، اما برخی نورها با رفتن، خاموش نمی‌شوند و در یادها، در وجدان‌ها و در شجاعتی که از آن‌ها به ارث می‌رسد، ادامه پیدا می‌کنند.

کد مطلب: ۱۶۸۲۹۶۸
لینک کوتاه کپی شد
رهبر شهیدم؛ نوری که خاموش نشد

رهبر شهیدی که رفت، تنها یک نام یا یک تصویر در قاب خاطره‌ها نبود؛ تکیه‌گاهی بود که هرکس به اندازه‌ دل خودش به او پناه می‌آورد و از حضورش، آرامشی بی‌صدا می‌گرفت.

حالا جای قدم‌هایش خالی است؛ سکوتی افتاده بر مسیری که روزی با صدای استوارش جان می‌گرفت، اما ردّ نورش هنوز بر خاک مانده است. انگار آدم‌هایی از جنس او هرگز واقعاً نمی‌میرند؛ فقط از قاب نگاه ما پنهان می‌شوند و در جایی عمیق‌تر ادامه پیدا می‌کنند…  

شاید در وجدان بیدارمان،  

شاید در کارهای ناتمامی که باید به عشق او به پایان برسانیم،  

و شاید در همان شجاعتی که هر بار کم می‌آوریم، اما با یادش دوباره در دل‌مان جوانه می‌زند.

شهادتش تلخی عجیبی داشت؛ از آن تلخی‌هایی که در دل می‌ماند، اما آرام‌آرام به قوتی خاموش تبدیل می‌شود؛  

مثل اشکی که می‌چکد، اما سبک‌مان می‌کند.  

مثل داغی که می‌سوزاند، اما چراغی در درون آدم روشن می‌کند.

او رفت، اما معنای ایستادن را برای ما گذاشت.  

نامش شاید دیگر در میان نفس‌های این جهان تکرار نشود، اما راهش در قدم‌های کسانی ادامه دارد که هنوز به روشنایی باور دارند.

روحش آرام.  

جای قدم‌هایش سبز.  

و یادش، همیشه روشن.

نویسنده : دانش‌آموز: ساغر جباری عکاس : دانش‌آموز: عاطفه کریمی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار