عید فطر مصداق بارز هجرت از خود خاکی به سوی فطرت افلاکی است
هشترود (پانا) - عید فطر به ما میآموزد که انسان می تواند فرشته وار و با عبودیت خالص زندگی کند؛ مشروط برآنکه پاکی فطری خود را باور کند و با بصیرت معنوی نگهبان این میراث گرانبها و ارزشمند باشد.
عید فطر نماد آمادگی برای تمرین بصیرت معنوی و یادآور پاکی و طهارت فطری انسان است. بنابراین سخن از عید فطر، سخن از یک پایان نیست؛ بلکه روایت یک آغاز شکوهمند است. هنگامی که هلال باریک ماه شوال در پهنای آسمان رخ مینماید، گویی دریچهای نو به روی حقیقت گشوده میشود. این عید، پیش از آنکه جشن پایان یک ماه روزهداری باشد، تجلیگاه بازگشت انسان به خویشتن خویش و یادآور «فطرت» پاکی است که زیر غبار روزمرگیها پنهان مانده بود.
برای فهم عمیقتر و بصیرتافزایی خردمندانه مصداقهای عملی وجود دارد که طهارت فطری یکی از این موارد است، یعنی بازگشت به سپیدهدم خلقت. واژهی فطر از ریشهی خلقت و ابداع است.
انسان در طول سی روز ضیافت الهی، در کارگاه خودسازی رمضان، زنگار از آینهی جان زدوده و اکنون در روز عید، به همان پاکی اولیه بازگشته است. عید فطر به ما یادآوری میکند که گوهر وجودی انسان، آلوده به پستیها نیست؛ بلکه از جنس نور و طهارت است. این روز، جشن بازیابی «خود گمشده» است؛ خودی که حالا پس از یک ماه شبزندهداری و سحرخیزی، صیقل یافته و آماده است تا دوباره بندگی خویش را در زمین به اثبات برساند.
اما بصیرت معنوی؛ چشمانی گشوده به ابدیت است؛ عید فطرنماد بلوغ است؛ بلوغی که نامش را «بصیرت معنوی» میگذاریم. تمرین یکماههی تشنگی و گرسنگی، تنها برای آزمودن جسم نبود، بلکه برای تقویت دیدهی جان بود تا از ورای پردههای مادیت، حقیقت هستی را ببیند. کسی که طعم شیرین مناجات را چشیده است . اکنون با بصیرتی نو به جهان مینگرد. او دیگر فریب جلوههای گذرا را نمیخورد، چرا که آموخته است لذت بندگی، فراتر از هر لذت زمینی است. این بصیرت، همان چراغی است که راه را در ظلمتکدهی حوادث برای انسان روشن میکند.
عید به مثابهی یک سکو پرتاب
اشتباه است اگر گمان کنیم با طلوعِ صبحِ عید، پروندهی بندگی بسته میشود. عید فطر در واقع، «روز آمادگی» است. آمادگی برای آنکه آنچه در مدرسهی رمضان آموختهایم، در یازده ماهِ دیگر سال تمرین کنیم. بصیرتی که در این ماه کسب شده، حالا باید در بزنگاههای اخلاقی، در معاشرتهای اجتماعی و در لحظاتِ سختِ زندگی، خود را نشان دهد. عید فطر، نقطهی عزیمت است؛ شروع یک دورهی جدید از زیست مؤمنانه که در آن، طهارت و بصیرت، دو بال پرواز ما به سوی کمال خواهند بود.
در انتها با توجه به بیان مصداقهای عملی و تمرین عبودیت و بندگی ما به عنوان «سربازان بصیرت»، وارد عرصهی یازده ماه زندگی روزمره میشویم. آمادگی یعنی اینکه بتوانیم حیا، ایثار، صبر و نماز اول وقت را که در رمضان تمرین کردیم، در جبههی بازار، اداره، دانشگاه و خانواده حفظ کنیم.
عید فطر، روز امضای میثاقنامهای است که در آن متعهد میشویم طهارت بهدستآمده را فدای لذتهای گذرا نکنیم. و در پایان آزمون بندگی بلافاصله طهارت فردی را با «زکات فطره» به یک کنش اجتماعی تبدیل کنیم.
گویا اسلام میخواهد بگوید بصیرتی که منجر به دستگیری از مستمندان نشود، بصیرت ناقصی است و این مسیر ارزشمند زمانی کامل میشود که دست مهرش بر سر یتیمی کشیده شود یا گرهای از کار دردمندی بگشا
اینجاست که «بصیرت معنوی» در قالبِ «عدالت اجتماعی» تبلور مییابد و عید را به معنای واقعی آن، یعنی بازگشت همگانی به سوی خیر و برکت، مبدل میسازد.
عید فطر به ما میآموزد که انسان میتواند فرشتهوار زندگی کند، مشروط برآنکه پاکیِ فطری خود را باور کند و با بصیرت معنوی، نگهبان این میراث گرانبها باشد.
ارسال دیدگاه