میناب؛ جایی که خاکسترِ آرزوهای رنگی با شرم انسانیت گره خورد
نظرکهریزی (پانا) - میناب؛ جایی که خاکسترِ آرزوهای رنگی با شرم انسانیت، گره خورد و فرشتگان قبل از اینکه زنگ آخر به صدا درآید، دست دختران را گرفته و به آسمان پرواز کرده بودند.
میناب؛ همانجایی که نهتنها کتابها در میان شعلههای جهل و ظلم به مشتی خاکستر تبدیل شدند، بلکه دختران خردسال که همانند گل در باغِ شجره طیبه نوشکفته بودند به وحشیانهترین شکل ممکن به شهادت رسیدند.
دقیقا همانجا در میانِ تاریکی و خاموشی فریادها و سوختن رویاهای رنگارنگ آن دخترکها چهرهی واقعی شیطان عیان شد، همان ابلیسانی که در جزیرهی تیره و تاریک اپستین، جایی که روح معصومیت به بند کشیده شده بود و معنای انسانیت از بین رفته بود روح و جسم کودکان را آزار میدادند، باری دیگر همان شیطان لوحها کودکان بیگناه میناب را در هدف خود قرار دادند و چهرهی واقعی کودککشی و کودک آزاری را نشان دادند.
این زمینِ پیر گواه مظلومیت است و آسمانِ خسته شاهد گریهی حقیقت فراموش نکنید جهان در انتظار منجی هست و روزی که آن منجی بیاید؛ عدالت نه با شمشیر ظلم که با ترازوی حقیقت جهان را بر خواهد گرفت.
ارسال دیدگاه