نتایج جستجو : قصه های نانوشته

  • تهران (پانا) - در هیاهوی ویرانی و اضطرابِ روزهای جنگ، جایی که مرگ در کمین ساختمان‌هاست، روایت‌هایی از جنس «انسانیت» همچنان زنده می‌مانند. در چهارمین قسمت از پادکست (قصه‌های نانوشته)، روایتی تکان‌دهنده از یک امدادرسانی در دل آوار می‌شنویم؛ جایی که یک پیرمرد، میان غبار و ترس، با تعارف یک پرتقال، معنای تازه‌ای از نجابت و مهمان‌نوازی را در ذهن ناجی‌اش حک می‌کند؛ قصه‌ای که ثابت می‌کند جنگ می‌تواند دیوارها را فرو بریزد، اما نمی‌تواند ریشه‌های انسانیت را از میان ببرد.

۱