نتایج جستجو : رادیو پانا

  • شهرکرد (پانا) - پاییز، قصه‌گوی آرامی‌ است که با هر برگِ فرو‌افتاده، زمزمه‌ای از گذر زمان را به گوش جان می‌رساند؛ رادیو می‌رقصد با باران، چای می‌جوشد در دل استکان، و چترم قصه‌ای رنگی روی کوچه می‌کشد و این قصه‌ی امروز رادیو پانا بام ایران است.

  • کرج(پانا)_به مناسبت سال تحصیلی جدید هشتادو سومین قسمت از رادیو پانای البرز با گویندگی دانش آموز خبرنگار عسل رسولی منتشر شد

  • لرستان (پانا) - همزمان با آغاز سال تحصیلی، برنامه «شروعی تازه» در قالب یک اپیزود ویژه، با روایت‌های احساسی، تحلیلی و انگیزشی، به استقبال بازگشت دانش‌آموزان به مدرسه رفت. این قسمت با هدف کاهش اضطراب، افزایش انگیزه و تقویت ارتباط میان خانواده‌ها و دانش‌آموزان، شنوندگان را برای شروعی آرام و پرانرژی همراهی می‌کند.

  • خراسان شمالی (پانا) - زنگ مهر و دوستی دوباره به صدا درآمده و کلاس‌ها پر از شور یادگیری شده است؛ فصل تازه‌ای آغاز می‌شود فصلی برای ساختن فرداهای روشن با تلاش امروزمان .

  • خراسان شمالی (پانا) - به مناسبت «طوفان الاقصی» تقدیم می‌کند؛ طوفان الاقصی» نماد اراده ملتی است که در برابر اشغالگران سر خم نکرد؛ این نام یادآور مقاومت، ایستادگی و فریاد آزادی فلسطین است.

  • لرستان (پانا) - در آستانه‌ی مهر، «مهرِ انتخاب» نگاهی تازه به خرید لوازم مدرسه دارد. فراتر از اقتصاد، به‌سوی هویت، تعلق و حمایت از تولید ملی. این پادکست ، خرید ایرانی را انتخابی فرهنگی می‌داند.

  • لرستان (پانا) - رادیو پانا لرستان در برنامه‌ای تازه، به بررسی جایگاه فرهنگی و اجتماعی عروسک «لبوبو» می‌پردازد ؛ پدیده‌ای نوظهور که با ظاهر متفاوت خود، پرسش‌هایی جدی درباره تأثیرات تربیتی و سبک زندگی نسل جدید مطرح کرده است.

  • لرستان (پانا) - در دل کوه‌های لرستان، زندگی با طنین سرنا و گرمای نان تنوری آغاز می‌شود. صبح‌هایی که با چای شیرین و سلام‌های صمیمی جان می‌گیرند، و شب‌هایی که با قصه‌های پدربزرگ و خنده‌های کودکانه به پایان می‌رسند. این برنامه، روایتی‌ست از روزمرگی‌هایی که در هر لحظه‌اش عشق، اصالت و مهمان‌نوازی موج می‌زند؛ سفری شنیدنی به قلب فرهنگ مردم لرستان.

  • اردبیل (پانا) ـ دانش آموز خبرنگاران پانای استان اردبیل، قسمت پنجاه و چهارم رادیو پانا را با موضوع «روز شعر و ادب فارسی» منتشر کردند.

  • تبریز (پانا) - تاریخ صدایی که در شعرش تبریز می‌بارید و در دلش ایران می‌تپید. این قلم، قلم مردی‌ست که دلش را روی کاغذ جا گذاشت؛ همانی که گفت: «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟» شهریار…شاعری که با هر بیت، زخمی تازه در دل ما گذاشت و مرهمی هم شد.امشب، قصه‌اش را نمی‌گوییم، زندگی‌اش را زندگی می‌کنیم.