تویسرکان (پانا) - در روزی که آفتاب بیرمقتر تابید، آسمان بغض کرد و خاک عطر غربت گرفت. زمین، به سوگ جوانی نشست که در کودکی، پدر را درک کرد و در جوانی، جهان را فهماند. او که هنوز شبنم کودکی بر پیشانیاش نشسته بود اما نگاهش، چون سپیدهای کامل، برای فهم عالم کافی است.