از زورگویی پرتغالیها تا آغاز استعمار هند؛ روایت مسیر کشف اقیانوس هند
در ادامه روایتهای «هیسطوری»، اینبار مسیر پرتغالیها از برخورد خشن با بومیان آفریقا تا کشف راه دریایی هند بررسی میشود؛ مسیری که با تلاش شاهزاده هنری، عبور بارتولومئو دیاز از انتهای قاره آفریقا و در نهایت نقش واسکوداگاما و احمد ابن ماجد، به آغاز استعمار هند انجامید.
با آمدن پرتغالیها، بومیها دریافتند که دیگر از معامله پایاپای خبری نیست و باید به اجبار، اجناس باارزش خود را به سفیدپوستان تازهوارد واگذار کنند. برخی از بومیها در برابر این زورگویی ایستادند و مقاومت کردند، اما در این درگیریها، برتری علمی و تسلیحاتی پرتغالیها تعیینکننده بود. سلاحهای آتشین مهاجمان در برابر ابزارهای ساده و اولیه بومیان آفریقا، شانس چندانی برای پیروزی باقی نمیگذاشت. نتیجه این برخوردها، کشته شدن شمار زیادی از بومیان و برده شدن بسیاری دیگر بود.
در همین مسیر، شاهزاده هنری نخستین چهره مهم دربار پرتغال بود که با تکیه بر تحقیقات علمی، برای رسیدن به هندوستان نقشهریزی کرد. بر اساس این طرح، پرتغالیها باید از راه دریا و با دور زدن آفریقا به هند میرسیدند. نخستین دریانوردی که این مسیر را جدیتر دنبال کرد، بارتولومئو دیاز بود. او چند سال پس از مرگ شاهزاده هنری، با چند کشتی بادبانی کوچک راهی جنوب آفریقا شد.
سفر دیاز آسان نبود. زمان زیادی گذشت و کشتیها همچنان در اقیانوس اطلس پیش میرفتند، اما هنوز به مقصدی نرسیده بودند. طولانی بودن مسیر و ترس از مرگ، باعث شد ملوانها شورش کنند. آنها از نامعلوم بودن مقصد خسته شده بودند و از دیاز میخواستند به پرتغال بازگردد. با این حال، دیاز که برای آینده خود برنامه داشت، حاضر به تسلیم نشد و شورش را سرکوب کرد.
پس از مدتها دریانوردی پراضطراب، سرانجام آنان به انتهای قاره آفریقا رسیدند. دیاز راهی تازه کشف کرده بود و حالا میتوانست با حرکت به سمت شرق، وارد اقیانوس هند شود؛ یک قدم نزدیکتر به هندوستان. او نام این منطقه مهم را «دماغه طوفانها» گذاشت. اما پادشاه پرتغال پس از شنیدن گزارش او، این نام را به «دماغه امید نیک» تغییر داد؛ نامی که تا امروز بر آن صخره جنوبی در قاره آفریقا باقی مانده است.
رسیدن به شرق همیشه برای غربیها مرموز و افسانهای بود. طبق قصههایی که بین مردم نقل میشد، راه هندوستان باید توسط دو برادر دریانورد کشف میشد. شاید به همین دلیل بود که وقتی پادشاه پرتغال از واسکوداگاما پرسید چه کسی را به عنوان دستیار خود انتخاب میکند، او بیدرنگ نام برادرش را برد. واسکوداگاما، یکی از مشهورترین دریانوردان پرتغالی، بعدها نقش مهمی در گسترش استعمارگری پرتغال در نقاط مختلف دنیا ایفا کرد.
کشف دماغه امید نیک، کار را برای دریانوردانی مثل گاما آسانتر کرد. حدود ۱۰ سال پس از سفر دیاز، سفر واسکوداگاما با یک هدف مشخص آغاز شد: پیدا کردن راه دریایی هندوستان. برخلاف دیاز، گاما از ساحل آفریقا فاصله گرفت و مسیری مستقیم به سمت جنوب را انتخاب کرد. دیاز دقیقاً نمیدانست تا انتهای آفریقا چقدر راه مانده، برای همین از کنار ساحل حرکت میکرد و پیچوخم ساحل باعث کندی حرکتش میشد؛ اما گاما این مشکل را نداشت.
او پس از رسیدن به انتهای قاره آفریقا، به سمت شرق حرکت کرد، اما پیدا کردن مسیر هند در دل اقیانوس کار سادهای نبود. تاجران عرب و ایرانی از قدیم آموخته بودند که اسرار تجارت را برای هر کسی فاش نکنند، چون این کار تازهواردها را به رقبایی جدی تبدیل میکرد و تجارت آنها را به خطر میانداخت. گاما در برخی سواحل شرقی آفریقا، از جمله موزامبیک، مامبوسا و مالیدی توقفهایی داشت، اما هرچه تلاش کرد، نتوانست راه دریایی هند را پیدا کند.
او فهمیده بود که کلید هندوستان در دست تاجران مسلمان است. به همین دلیل با آنها طرح دوستی ریخت و آنها را به مهمانیهایی که در کشتیاش برپا کرده بود دعوت کرد. مسلمانها با وجود حضور در مهمانیها، خیلی با این دریانورد صمیمی نمیشدند. در این مهمانیها علاوه بر غذاهای رنگارنگ، نوشیدنیهای مختلف هم وجود داشت، اما تاجران مسلمان به هیچیک از آنها لب نمیزدند.
گاما وقتی دید این روش به نتیجه نمیرسد، به سراغ دریانوردی رفت که چندان پایبند آداب اسلامی نبود. او احمد ابن ماجد، دریانورد بزرگ عرب، را انتخاب کرد؛ کسی که در میان تاجران به سهلانگاری و لاابالیگری معروف بود. اینبار مهمانی نتیجه داد. احمد ابن ماجد، در حالی که از شدت پرخوری هوش و حواس چندانی برایش نمانده بود، روی عرشه کشتی ایستاد و معمای بزرگ گاما را برایش حل کرد. گاما هم که از قبل برای چنین لحظهای آماده شده بود، به افرادش دستور داد هرچه ابن ماجد میگوید یادداشت کنند.
به این ترتیب، نقشه راه رسیدن به هندوستان در دست پرتغالیها قرار گرفت. این، نتیجه نیرنگ واسکوداگاما و زائل شدن عقل ابن ماجد با نوشیدنیهای غربی بود؛ و استعمار هند از همینجا آغاز شد.
ارسال دیدگاه