روایتی از قدم هایی که تا ملکوت رفتند
فیروزکوه (پانا) _زائران، با پای پیاده و چشمانی خیس، مسیر نجف تا کربلا را طی کردند تا در اربعین، با حضرت سیدالشهدا(ع) تجدید میثاق کنند؛ روایتی از عشقی که از گرما و خستگی عبور کرد.
هشتاد کیلومتر، قدمهایی که با اشک آمیخته شد. کاروانهای ایرانی از نجف تا کربلا، با پرچمهای سرخ و سیاه و دلهایی لبریز از عشق، راه را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتند.
زائران ایرانی از شهرهای مختلف، از تهران و مشهد تا اهواز و شیراز، در این مسیر گرد هم آمده بودند. هر کدام روایتی داشتند؛ یکی نذر شفای مادر بیمارش را بسته بود، دیگری به نیابت از همسایهای که نتوانسته بود بیاید، قدم برمیداشت.
در میان جمعیت، صدای مداحی و سینهزنیهای منظم، گوشنواز بود. گروههای عزادار از قم و اصفهان، با نوای «یا حسین» فضای مسیر را پر کرده بودند.
زائری از مشهد میگفت: «۳۰ سال بود آرزو داشتم بیایم، حالا که آمدم، انگار تازه تولد دوبارهام است.» و پیرزنی از اهواز که با پای ورمکرده راه میرفت، میخندید و میگفت: «برای اباعبدالله، هزار کیلومتر هم بروم، کم است.»
موکبها در طول مسیر، با غذای گرم و چای، پذیرای هموطنان بودند و فضای برادری و همدلی، در هر قدم حس میشد.
رسیدن به حرم، اوج بغضها بود؛ زائرانی که با چشمانی ترکخورده از اشک، ضریح را میبوسیدند و میگفتند: «یا حسین، رسیدیم.»
ارسال دیدگاه