از قلمِ خبرنگار پانا تا داغِ بینالحرمین
فیروزکوه (پانا)ـ محرم که میشود، رنگ واژهها هم عوض میشود. خبرنگار پانا در این دلنوشته روایت میکند از شهری که پرچمهای سیاهش، خبر از رسیدن ماه عزا میدهند؛ بیآنکه نیازی به گزارش رسمی باشد.
هوا که بوی کاهگل و شمع میگیرد، میفهمم محرم رسیده است. نه از روی تقویم خبرگزاری، که از روی گلدستههای سیاهپوش مسجد محل. این ماه را دیگر با تقویم نمیشود اندازه گرفت؛ با نبض کوچهها میشود.
من خبرنگارم، اما در این روزها کلمه «خبر» برایم معنی دیگری پیدا میکند. خبر یعنی صدای «یا حسین» که از هر دریچهای بلند است. خبر یعنی پیرمردی که عَلَم میبندد و پسری که نذری میدهد. محرم به خبرنگار یاد میدهد که گاهی بزرگترین رویدادها، در دلی شروع میشود که برای مظلومیت آب گریسته است.
پشت میز تحریر که مینشینم، خبرهای تکراری دنیا را کنار میزنم. اما خبر آمدن محرم هرگز تکراری نیست. هر سال تازهتر از سال قبل از راه میرسد؛ مثل قطاری که دوباره سیاهی عزا را به ایستگاه قلب شهر میآورد.
برای نوشتن از محرم نیازی به سوژهیابی نیست. خودش میآید توی واژهها. خودش قلم را به حرکت درمیآورد. من فقط مینویسم: ای کاش کسی بود که تشنگی یک قنات را بهانه قرار دهد برای ایستادگی... و محرم یعنی همین: ایستادن برای یک حقیقت بزرگ.
قلمم را به نیابت از تمام کسانی که دوست دارند بنویسند، روی واژه «کربلا» خط میکشم. خوشا به حال قلمی که در ماه عزا، غبار یک روضه بنشیند روی برگههایش.
یاحسین (ع)
ارسال دیدگاه