وقتی گلولهها به بازارها میرسند
شهریار(پانا)_ جنگها تنها شهرها را ویران نمیکنند؛ گاهی پیش از فروریختن ساختمانها، اقتصاد ملتها را هدف میگیرند. در دنیای بههمپیوسته امروز، آتش یک بحران میتواند از مرزها عبور کند و زندگی میلیونها انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
من دانشآموز سرزمینی هستم که سالها طعم تحریم، تهدید و فشارهای اقتصادی را چشیده است. سرزمینی که مردمش بارها ثابت کردهاند در برابر سختیها تسلیم نمیشوند و امید را از دست نمیدهند. این روزها که اخبار تنشها و درگیریهای منطقهای را دنبال میکنم، بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت فکر میکنم که جنگ تنها در میدانهای نبرد رخ نمیدهد. گاهی جنگ خود را در نگرانی یک پدر برای تأمین مخارج خانواده، در حسابوکتابهای پایان ماه یک مادر و در دغدغه جوانانی نشان میدهد که برای ساختن آینده خود تلاش میکنند. برای نسل ما، اقتصاد دیگر فقط یک درس در کتابهای مدرسه نیست؛ بخشی از واقعیت زندگی است.
بسیاری تصور میکنند جنگ تنها با صدای موشک و انفجار شناخته میشود؛ اما واقعیت این است که یکی از نخستین قربانیان جنگ، اقتصاد است. هر بحرانی که در گوشهای از جهان شکل میگیرد، موجی از نگرانی را در بازارهای جهانی به راه میاندازد. قیمتها تغییر میکنند، مسیرهای تجاری دچار اختلال میشوند و امنیت اقتصادی کشورها با چالش روبهرو میشود.
امروز جهان به اندازهای به هم پیوسته است که هیچ بحرانی محدود به یک جغرافیا باقی نمیماند. نفتی که از یک منطقه صادر میشود، کالایی که از کشوری دیگر تولید میشود و سرمایهای که در نقطهای دیگر جریان دارد، همگی به یکدیگر وابستهاند. به همین دلیل است که هر تنش و درگیری میتواند بر زندگی مردم در نقاط مختلف دنیا اثر بگذارد.
اما آنچه بیش از همه ذهن مرا درگیر میکند، چهره پنهان جنگ است؛ چهرهای که کمتر در تصاویر خبری دیده میشود. چهره کارگری که نگران آینده شغلی خود است، دانشجویی که نگران هزینههای تحصیلش شده و خانوادهای که هر روز با افزایش هزینههای زندگی روبهرو میشود. اینها قربانیان خاموش بحرانهای اقتصادی هستند؛ انسانهایی که شاید کیلومترها از میدان نبرد فاصله داشته باشند اما آثار جنگ را با تمام وجود احساس میکنند.
در چنین شرایطی، مفهوم مقاومت تنها به میدان نظامی محدود نمیشود. مقاومت یعنی ایستادگی یک ملت در برابر فشارهای اقتصادی، یعنی اعتماد به توان داخلی، یعنی حفظ امید در روزهایی که دشمن تلاش میکند با ایجاد ناامیدی، اراده ملتها را تضعیف کند. اقتصاد مقاوم، تنها یک اصطلاح نیست؛ روایت تلاش مردمی است که تصمیم گرفتهاند حتی در سختترین شرایط نیز روی پای خود بایستند.
نسل ما در دورانی زندگی میکند که اقتصاد به یکی از مهمترین میدانهای رقابت قدرتها تبدیل شده است. اگر در گذشته کشورها با لشکرکشی سرنوشت ملتها را تغییر میدادند، امروز بسیاری از نبردها در عرصه اقتصاد جریان دارد. تحریمها، فشارهای مالی، محدودیتهای تجاری و جنگهای اقتصادی، ابزارهای جدیدی هستند که برای تحت فشار قرار دادن ملتها به کار گرفته میشوند.
من به عنوان یک دانشآموز، هر روز بیش از گذشته به اهمیت استقلال اقتصادی پی میبرم. میفهمم که پیشرفت علمی، تولید ملی، حمایت از کار و تلاش و تقویت توانمندیهای داخلی، تنها راهکارهای اقتصادی نیستند؛ بلکه بخشی از مسیر عزت و اقتدار یک ملت به شمار میروند. ملتی که بتواند بر تواناییهای خود تکیه کند، در برابر طوفانهای جهانی نیز استوارتر خواهد بود.
امروز وقتی اخبار جهان را میخوانم، بیش از آنکه به آمار درگیریها توجه کنم، به سرنوشت ملتها میاندیشم. به مردمی که با وجود فشارها همچنان ایستادهاند، به جوانانی که برای ساختن آینده تلاش میکنند و به کشورهایی که میخواهند استقلال خود را حفظ کنند. من باور دارم که قدرت واقعی ملتها تنها در تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود؛ بلکه در اراده مردمی نهفته است که حاضر نیستند در برابر مشکلات سر خم کنند.
شاید به همین دلیل باشد که معتقدم گلولهها تنها ساختمانها را هدف نمیگیرند؛ گاهی بازارها را نشانه میروند، گاهی سفرهها را و گاهی امید مردم را. اما تاریخ بارها نشان داده است ملتهایی که به توان خود ایمان دارند، از دل سختترین بحرانها نیز سربلند بیرون میآیند. آینده از آنِ کسانی است که در میان گردوغبار بحرانها، چراغ امید، تلاش و پیشرفت را خاموش نمیکنند.
ارسال دیدگاه